به همت جامعه اسلامی دانشجویان:
قشقاوي تاثيرات جهاني تسخير لانه جاسوسي را بررسي ميكند
اين نشست ساعت 12 روز دوشنبه 10آبان در تالار مهندسي دانشگاه فردوسي برگزار ميشود.
قشقاوي تاثيرات جهاني تسخير لانه جاسوسي را بررسي ميكند
اولين نشست "خانههاي فرهنگ و انديشه"
جوامع اسلامي دانشگاههاي خراسان
علي جهانگيري دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد در گفتوگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، اظهار داشت: اين تشكل دانشجويي به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علي ابن موسيالرضا(ع) مراسم جشن با شكوهي را ساعت 12 چهارشنبه هفته جاري در اين دانشگاه برگزار ميكند.
تبعيت از ولايت فقيه رمز پيروزي رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بود
با کساني که از ولايت فقيه فاصله گرفتهاند، شديدا مخالفت ميکنيم؛ هر كس ميخواهد باشد
صادق آهنگران در مراسم يادبود سردار شهيد محمود شوشتري گفت: رمز پيروزي ما در هشت سال دفاع مقدس تبعيت از رهبري و ولايت فقيه بود.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خراسان، اين راوي دفاع مقدس، در نشست موج زنده که به مناسبت اولين سالگرد شهادت شهيد شوشتري توسط جامعه اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد، بيان كرد: نفس شهدا، همانند نفس اولياي الهي خاصيتي داشت که تنها کافي بود لحظهاي در کنار آنها بنشينيد و بدون حتي کلمهاي حرف زدن، مملو از عشق و محبت به خداوند شويد.
وي در اين خصوص تصريح كرد: با توجه به اينکه نقشي در جوار هر کدام از اين عزيزان ميكوبيم، معنويت و پاکي کلامشان بر ما تاثير بسياري ميگذاشت که امروز نيز برگزاري اينگونه يادوارهها همان اثر را دارد چرا که شهدا حاضر و ناظر هستند و خوشبختانه مشاهده شده است که سال به سال شکوه اين مراسم ها با عنايت اهل بيت و شهدا زيادتر ميشود و اين راه تاکنون ادامه داشته و ادامه نيز خواهد داشت.
وي حاضر و ناظر بودن شهدا را علت مهار بحران سال گذشته دانست و ادامه داد: مهار بحران سال 88 تنها به علت حاضر و ناظر بودن شهدا بود در غير اين صورت هيچ وقت نميتوانستيم فكر كنيم که آن بحران به اين خوبي مهار شود.
آهنگران ادامه داد: دشمناني که ادعا ميکنند جوانان اين مرز و بوم از صحنه انقلاب کنار کشيدهاند و راه شهدا را فراموش کردهاند، بيايند و جمع جواناني را که در مراسم يادبود شهدا شرکت ميكنند، ببينند تا متوجه شوند كشور ما رهبري بزرگواري دارد که در تدبر و صبر و هوشياري و زيرکي در عالم تک است، همچنين جواناني دارد که طبق گفته دشمنان، در حد بالاي بينش سياسي و معرفت قرار دارند و بنا بر گفته امام(ره) بهترين مردم را داريم که همچنان راه انقلاب را پيش گرفتهاند تا بتوانند نسل آينده را به خوبي براي امام زمان(عج) آماده کنند.
وي در ادامه به بيان خاطرهاي از فداکاريها و ايثارگريهاي دفاع مقدس در هشت سال دفاع مقدس پرداخت و افزود: با وجود اين همه فداکاريها و ايثارگريها بسيار بعيد است که کسي بتواند روبهروي انقلاب بايستد و جهتش را مشخص کند چرا که شهدا زنده هستند و اختيارشان در اين دنيا بيشتر از آن دنياست.
آهنگران در خصوص وظيفه جوانان نسل سوم که با چهره متفاوتي از جنگ روبهرو هستند نيز تصريح کرد: همان گونه که بر احترام پدر و مادر حتي در صورت فاسق بودن آنها به بهترين نحو در قرآن تاكيد شده است، تبعيت از ولي فقيه نيز به همين گونه است.
وي با تاکيد بر اينکه تبعيت محض از ولي فقيه رمز موفقيت رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس بود، ادامه داد: در صورتي که جوانان امروز رمز موفقيت جوانان ديروز را که تبعيت بي چون و چرا از ولي فقيه و امام زمان(عج) بود، دريابند و به آن عمل کنند، قطعا نتايج آن را خواهند ديد.
اين راوي هشت سال دفاع مقدس در ادامه با بيان اينکه رزمندگاني که به جبهههاي جنگ رفتند، از اقشار مختلف مردم بودند، گفت: همان طور که در فيلم اخراجيها نيز نمايش داده شده است، رزمندگاني که در آن دوران به ميادين جنگ ميآمدند، انتخاب شده نبودند بلکه از ميان اقشار مختلف مردم در جبههها حضور پيدا ميكردند و در کنار امثال شهيد حسين علمالهدي از خانوادهاي روحاني و انقلابي در جنگ حاضر شد، برخي نيز با سابقه بسيار منفي براي يک لحظه متحول شدند و آمدند و آنقدر در جنگ ماندند که شهيد شدند.
وي در پاسخ به اينکه چرا نسل اول جبهه رفتند و در تربيت نسل بعد موفق عمل نکردند، اظهار داشت: من اصلا اين قضيه را قبول ندارم به اين دليل در بحرانهايي که گذشت، در تجمع و راهپيماييها و در يادوارههايي که برگزار ميشوند، شاهد حضور جوانان در صحنه بوديم و ديديم که سال به سال نه تنها از حضورشان کاسته نميشود، بلکه بيشتر نيز ميشود.
وي ادامه داد: اگر در اين ميان فاصله تعداد اندکي از فرماندهان و فرزندان دوران جنگ با پدرشان زياد شده، شايد دلايل ديگري داشته باشد که کثرت کار و دوري از خانواده ميتوان از جمله آنها باشد.
وي با تاکيد بر اينکه رمز موفقيت ما در انقلاب تنها محوريت ولايت فقيه بوده است، ادامه داد: موضع ما در برابر وقايع پس از انتخابات با کساني است که همگام و تابع ولايت فقيه بودند و در مقابل کساني که گام خود را مخالف ولايت فقيه برداشتهاند، هر کس که ميخواهد باشد چه رييس جمهوري و چه ميرحسين موسوي ايستادهايم و با کساني که از ولايت فقيه فاصله گرفتهاند، شديدا مخالفت ميکنيم.
دو کیفیت از کلیپ صوتی مداحی این عزیز در این برنامه را آماده کرده ایم. اگر سرعت اینترنت خوبی دارید، کیفیت خوب را دانلود کنید.کیفیت 56kbps با فرمت mp3 حجم 8.4MB


خبرگزاري فارس: جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد لايحه حمايت از خانواده را با حضور عفت شريعتي بررسي ميكند.




خبرگزاري فارس: مشاور معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم در امور تشكلهاي اسلامي دانشجويان با تاييد انتخابات اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان، گفت: انتخاب دبيركل اين تشكل دانشجويي از سوي شوراي منتخب منع قانوني ندارد.
خبرگزاري فارس: رستمي دبيركل اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان سراسر كشور شد.
خبرگزاري فارس: مسئول واحد سياسي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد گفت: طرفداران جريان فتنه به دنبال سوء استفاده از مشكلات صنفي اين دانشگاه براي پيشبرد اهداف خود بودند اما با هوشياري دانشجويان ناكام ماندند.
رحيمپور مسئول واحد سياسي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد در گفتوگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، اظهار داشت: دانشجويان دانشگاههاي فردوسي مشهد دوشنبه هفته گذشته نسبت به كيفيت غذا و سرويس دهي سلف سرويس اين دانشگاه اعتراضاتي داشتند كه تعدادي از طرفداران جريان فتنه قصد داشتند تا با تحريك احساسات دانشجويان از اين مسئله براي ايجاد هرج و مرج در دانشگاه فردوسي مشهد سوء استفاده كنند.
وي ادامه داد: اين مسئله در حالي بود، كه برخي از سايتهاي منتسب به جريان فتنه و برخي روزنامههاي محلي اين استان با هدف دامن زدن به اين مسئله به پوشش اين خبر پرداختند.
مسئول واحد سياسي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد افزود: در همين زمينه شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه فردوسي پنجشنبه هفته گذشته جلسهاي را براي رسيدگي به اين مسئله با مسئولان اين دانشگاه برگزار كرد كه قرار شد اين مسئله از سوي مسئولان دانشگاه پيگيري شده و در جهت رفع آن اقدام شود.
وي اضافه كرد: طرفداران جريان فتنه در اين جلسه مشترك شركت نكرده و با جنجال سازي به دنبال بهانهاي براي پيشبرد اغراض سياسي خود بودند كه با هوشياري دانشجويان اين توطئه آنها خنثي شده است.
رحيمپور در پايان تاكيد كرد: دانشجويان دانشگاههاي كشور بايد مراقب باشند تا طرفداران جريان فتنه از مشكلات صنفي آنها براي احياي اين جريان مرده سوء استفاده نكنند.
همانگونه که جنابعالی مستحضرید جامعه اسلامی دانشجویان تشکلی است مستقل و دانشجوئی که در راستای مددبه نظام شکل گرفت. پس از گذشت بیست سال از خدمت این تشکل انقلابی، جامعه اسلامی توانسته گفتمان دفاع از ولایت را در دانشگاهها نهادینه کند و نیروی انسانی لایق و قابل و سیاستمداران متدین و متعهدی را به نظام اسلامی عرضه نماید. اما چند سالی است دغدغه های بسیاری از سوی دلسوزان جامعه اسلامی، مطرح شده که متاسفانه شما چشمان خود را برحقایق بسته بودید و خواسته یا ناخواسته عامل این اتفاقات اخیر در جاد هستید.
بنظر ما ام المشکلات جامعه اسلامی دانشجویان مسائلی همچون عدول از اساسنامه ،برخوردهای حذفی به دفاتر، قدرت طلبی و نفسانیات و عدم کنترل آن و بدتر از همه نداشتن بستری جهت ارتباطی صحیح و تعریف شده و تشکیلاتی با روحانیت انقلابی و مبارز و همچنین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هاست. توجه به این امور ؛ بسیاری از آفت های طی مسیر را می زداید و به کار تشکلاتی رنگ و بوی خدایی می دهد.
جناب فضائلی
جریان عدالتخواه بوجود آمده از متن دفاترجاد معتقد است که انحراف جامعه اسلامی آنجابود که عضو هیئت موسس آن، صریحا در مقابل نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه ها می ایستد و آن جمله سخیف را از دهان به بیرون پرتاب می کند که .... یادتان که هست؟ !
جناب فضائلی
اگر می بینید که امروز جامعه دستخوش خروش و اعتراض دفاتر کوچک و بزرگ خود شده و اگر هم روزی دنبال علت العلل این درد بودید به خطا نروید و دور نشوید زیرا که علت این درد خودتانید.
به واقع هیچ وقت فکر کردید که این چه دردی است که جامعه بدان مبتلاست؟
آیا هنوزم معتقدید قدرت طلبی و خط گرفتن های سیاسی است؟
آیا هیچ وقت پیام حکمیت نهاد را درک کردید؟
اینکه به چه دلیل حجه الاسلام حاج آقای محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه ها حاضر شدند به این مسئله ورود کنند اما شان شما اجل بر آن بوده است!
آقای فضائلی
یادتان هست آنروزی را که می گفتید: من به اون بچه ها (طیف منسوب به اصفهان) گفتم بیخود کردید در حکمیت شرکت کردید و گفتید: این توصیه شما بوده که (حتی پس از پذیرش حکمیت) رای نماینده رهبری را نپذیرید!
آنگاه دبیرکل! غیرقانونی آن کنگره غیرقانونی عمروعاص وار در اولین مجمع نمایندگان از دفاتر امضا گرفت که ما به اساسنامه پایبندیم و با اینکه 2روز در مجمع اول دفاتر را خوارج نامیدند که اصل جاد را قبول ندارند و برای پذیرش آن نامه ای تهیه کردند مبنی بر عدم خروج دفاتر از اتحادیه جامعه اسلامی؛ آنگاه که دانشجویان دلپاک و مومن، تعهد خویش را بر اصل جامعه اسلامی دانشجویان امضا نمودند همان نامه را بر کوی و برزن بردید که دفاتر گفتند "ما به اساسنامه پایبندیم، یعنی اینکه حکمیت نهاد را قبول نداریم" زیرا که روح حکمیت اصلاح اساسنامه جهت درمان واقعی آلام جامعه اسلامی بود!
برادر فضائلی، امروز جامعه اسلامی دانشجویان چوب سرکشی شما را خورده است. سرکشی از رای نماینده رهبری.
جناب فضائلی
به واقع در کل این سالها آیا یکبار در هیئت نظارت جاد جلسه ای برای حل مشکلات با طرفین داشته اید؟
نه زیرا شما معتقدید که مشکلی در جامعه وجود ندارد
آیا یکبارهم شده غیر از هم شهری های خودتان با سایر دبیران دفاتر هم مشورتی داشته باشید؟
نه چون شما وقت نداشتید. البته برای این دفاتر بیخود.
شما در قبال حکمیت چه کردید؟
دبیران و اعضایی را که پناهگاهی جز بیت رهبری نداشتند "نامحرم خواندید" که مسائل خانوادگی جاد را به نامحرمان اطلاع دادند.
و بدتر از آن قبل از اینکه حتی حاضر شوید جلسه ای با منتقدین داشته باشید همه را از تیغ اخراج تشکیلاتی و ردصلاحیت گذراندید. حتی تا همین امسال آن پرونده کذایی در هیئت نظارت جاد مفتوح بوده و یکی از همان بخت برگشتگان را خواستید اخراج تشکیلاتی مادام العمر در جامعه اسلامی بنمایید! الله اکبر از این رفتارهای" رجوی" گونه.
به فرموده سیدالشهدا انقلاب اسلامی شهید بهشتی "حزب الله جاذبه در حد اعلا، دافعه در وقت ضرورت"
متاسفانه در 3-2 سال اخیر جوی را که شما مستقیما توسط ابزار هیئت عالی نظارت در جاد ایجاد نمودید بالابردن اخراجی های جامعه اسلامی است و ترس ما از آنروزی است که بیلان اخراجی های جاد از ورودی های این تشکل پیشی بگیرد!
این چه تشکیلات مخوفی است که دبیر دفتر دانشگاهی با 2 تا انتقاد در 2 مجمع نمایندگان که بالاترین رکن جامعه است اخطار می گیرد و به هیئت نظارت کشیده می شود اما با آنهمه شکایت از دبیرکل مقتدر! امسال و اقدامات خلاف اساسنامه مسئول واحد تشکیلات حتی در یک دستورجلسه حاضر نشدید به تخلفت هم شهری های خود رسیدگی کنید!
آقای فضائلی
به واقع شما اطلاع دارید که چند سال است کنگره جامعه اسلامی با تخلفات عدیده و غیرقانونی برگزار می گردد و نیک می دانید اعتراض دفاتر تاکید بر پایبندی به اساسنامه است اما چه کنیم که ابزار قدرت در ید شما و دوستانتان است و دستور میدهید هیچ سایت و خبرگزاری ای صدای هل من ناصر این دفاتر را نشنود و در عوض با رانت و لابی خود اخبار مریض و صد درصد کذب را از همشهری های خود ساپورت می کنید.
یکروز ما را به جرم حزبی بودن و ارتباط با احزاب سر می برید و دیگر روز ما را دوستان مشایی می خوانید. یک روز ما را ضد دولت می نمایید و دیگر روز پشتوانه ما را فرزندان یکی از مسئولان ارشد نظام اعلام می کنید.
آقای فضائلی
با این همه جفا ها که جز خدا گواهی دیگر نداریم شما را به این حرف سید و سالار شهیدان ابی عبدا...الحسین(ع) متذکر می شویم که "... لااقل آزاده باشید".
فی قلوبهم مرض، فزادهم الله مرضا
هیأت نظارت بر تشکلهای اسلامی وزارتین علوم تحقیقات و فناوری و بهداشت درمان و آموزش پزشکی پس از بررسی شکایات و مستندات دفاتر جامعه اسلامی دانشجویان، موضوع را در دستور کار خود قرار داده و نظر خود را به شرح ذیل اعلام کرده است. لذا شایسته است اعضای محترم اتحادیه برای برکزاری کنگره به مدیریت این هیأت، آمادگی داشته باشند. اخبار بعدی در خصوص زمان دقیق برگزاری کنگره، محل برگزاری کنگره و سایر شرایط، متعاقباً از طریق سایت رسمی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان www.jadnews.net اعلام خواهد شد. لذا خواهشمند است اعضای محترم اتحادیه علی الخصوص دبیران محترم دفاتر برای اطلاع از شرایط دقیق برگزاری کنگره، اخبار را از طریق سایت رسمی اتحادیه پیگیری نمایند.


به گزارش ايسنا در اين بيانيه آمده است؛
بسمالله القاصم الجبارين
" انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون(سوره حجر، آيه 9)"
آيا ياري كنندهاي هست تا ما ياري كند؟ استمداد از همه آزادگان جهان از همه انسانهايي كه براي مقابله با صليبيان كينهتوز با اسلام كمر همت و شهادت بستهاند ما از همهي اين برگزيدگان براي واكنش صريح و مخالفت قاطع با اين عروسك خيمه شببازي شيطان بزرگ استمداد ميطلبيم، مگر نه اين است كه اين عمل شنيع با حمايت آشكار و پنهان دولت مزدور آمريكا انجام ميشود البته ما واقفيم از باب(خالف تعريف) دسيسهاي تبليغاتي براي شناساندن خود بيش نيست، اينك گستاخي و بيشرمي اين كاهنان سيه فكر سر سپردهي صهيونيسم بدان جا رسيده كه كلامالله را با كينههاي خيبري خود ارتباط به حوادث 11 سپتامبر ميدهند حادثهاي كه استعمار غرب خود براي غارت منابع كشورهاي مستضعف بوجود آورد. هنوز از زير بار رسوايي اخلاقي خود در كليساها بيرون نيامدهايد كه چنين مفتضحانه به لجن پراكني ميپردازيد. اف بر كشور و دولتي كه خوردن اموال مستضعفان جهان تا اين پايه مستش ساخته است كه نميفهمند ايران محمدي، تشيع علوي در لحظهي موعود به سهولت آشاميدن شربتي همه كشور مال و جهان حتي رهبران عزيز خود را فداي حيثيت كتابالله ميكنند.
انتهاي پيام
فلسفه تقویم" روزشمار ولایت مداری"
بسم رب الشهدا و الصدیقین
دوستان محترم طرف مقابل! یک بار هم شده برای جلوگیری از "انشقاق و اصطکاک و برخورد" برای عمل به خواسته رهبری به اعتراض ما گوش کنید!
(البته این اختلافات درون خانوادگی است و هیچ ناکس نااهلی حق دخالت ندارد.خطاب به برخی مخاطبان دشمن صفت این تریبون)
موقعی که دبیرمحترم جاد محقق خبر دادند دفتر ما فقط یک سهمیه برای دیدار برای حضرت آقا دارند خیلی دعا کردم اون یک نفر من باشم ولی ...لیاقت حضور نداشتم.نمی گویم دعایم مستجاب نشد چرا که اگر در عالم ماده ندیدمشان ولی توفیق زیارت حضرت ماه را در خواب داشتم .دو بار.یک بار قبل برگزاری دیدار و یکبار بعد دیدار.خدا الرحم الراحمین است
یکشنبه شب(شب دیدار) بیانات حضرت آقا از تلویزیون پخش شد.به دقت گوش کرده ونکات ضروری رو یادداشت کردم.قسمتی از حرفای آقا اشاره ی صریح داشت به جریانات اخیر در تشکل جامعه اسلامی دانشجویان که فرمودند:
هر دانشجو و تشکلي سليقه اي دارد اما اين اختلاف سلايق نبايد باعث انشقاق و اصطکاک و برخورد شود."
اونجوری که با خبر شدم دوستان طرف مقابل ما از این پیام برداشت سوء کرده و برای ما تقویم روزشمار ولایت مداری رو به کار انداختن تا هر روز که از صحبت های حضرت اقا میگذره و اختلاف همچنان حل نشده باقی مونده ما دفاتر منتقد و معترض رو به عدم اطاعت از رهبری متهم کنند.حالا جای شکر داره که با این اظهارات حضرت اقا روز شمار رو قرار دادند قبلا که اینجوری هم نبود.در کنگره ی شهر ری که حضرات بدون هیچ سخن صریحی از رهبری خطاب به ما!(نه خودشان ! گویا اونها از خطابه های حضرت اقا محروم باشند!!!) بچه های مارو به ضد ولایت فقیه بودن متهم کرده بودن.
قصد ندارم اختلافات رو دامن بزنم.ولی حرفایی هست که باید گفت...
حوزه اخلاق و سياست كاملا بر هم منطبق است
فضاي سياسي كشور با افزايش تهمت و افترا آلوده ميشود
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد گفت: لازمه تعالي اخلاق و تقواي سياسي هماهنگي هر چه بيشتر اخلاق و سياست است.
علي جهانگيري در گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) – منطقه خراسان، افزود: فضاي سياسي كشور زماني آلوده ميشود كه تهمت و افترا افزايش يابد لكن وقتي اين علفهاي هرز رشد ميكنند، باعث دلزدگي مردم از سياست ميشود.
وي ادامه داد: ماه رمضان زمان تقويت اراده و جلوگيري از هواهاي نفساني و به خصوص شهوتهاي عملي در حوزه سياسي است.
وي با بيان اينكه بياخلاقي سياسي منتهي به ادبيات ضعيف سياسي ميشود، افزود: وقتي در مورد ادبيات و اخلاق سياسي صحبت ميكنيم بايد معياري براي سنجش و شاقولي براي تنظيم آن داشته باشيم.
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد خاطرنشان كرد: در واقع شاقول و معيار سنجش، بيانات و توصيههاي امام(ره) است؛ اگر به سمت پاك كردن آلودگي از فضاي سياسي كشور پيش رويم در آينده نزديک در فضاي سياسي كشور به آرامش و نشاط ميرسيم.
جهانگيري افزود: با بهرهگيري از معنويت اين ماه ميتوانيم وضعيت اخلاق سياسي را در كشور بهبود بخشيم و آلودگيها را از فضاي سياسي كشور پاك كنيم.
وي خاطرنشان كرد: مرز بين انتقاد و تهمت و افترا بسيار باريك است؛ مسوولان بايد از تهمت و افترا پرهيز كرده و از توصيههاي امام(ره) تبعيت كنند لذا ادبياتي كه متاسفانه در حال حاضر در فضاي سياسي كشور مشاهده ميکنيم به دليل آن است كه از اين مسير منحرف شدهايم.
وي تصريح كرد: در حكومت پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) اخلاق هيچگاه فداي تحكيم قدرت سياسي نشده است، به بيان ديگر پرهيزكاري در تقوا در واقع قيد اوليه سياست است و براي رشد سياست ورزي و تعالي اخلاق سياسي بايد به يگانگي اخلاق و تقواي سياسي دست پيدا كنيم.
جهانگيري با اشاره به توصيههاي امام خميني(ره) گفت: جدايي اخلاق از سياست و همچنين تبعيت اخلاق از سياست معنايي ندارد چرا كه حوزه اخلاق و سياست كاملا بر هم منطبق است؛ در واقع اخلاق و تقواي سياسي متعالي نتيجه هماهنگي و يگانگي هر چه بيشتر اخلاق و سياست است.
خبرآنلاین در مقابل جامعه اسلامی دانشجویان
یا
لاریجانی در مقابل احمدی نژاد؟
هنوز مدت زیادی از روزهایی که بحث اختلاف بین سران قوا در جامعه داغ بود و جلسه سران قوا در بهارستان به منظور رفع این اختلافات برگزار شده بود نمی گذرد که یک از رسانه های نزدیک به رییس مجلس، به جان یک تشکل دانشجویی اصولگرا افتاده و این اتحادیه دانشجویی ارزشگرا را به اتهام "انتساب به دولت احمدی نژاد" تخریب می کند.
پس از بالا گرفتن اختلاف دفاتر جامعه اسلامی دانشجویان با جریانی که در این اتحادیه به جریان اصفهان موسوم بوده و سالهای درازی مدیریت شورای مرکزی این اتحادیه را در دست داشته است، عده ای از افراد سابق این تشکل که منتسب به این جریان هستند، با تمسک به سایت خبری خبرآنلاین که نزدیک به علی لاریجانی رییس مجلس است، اخبار کذبی را درباره وابستگی شورای مرکزی جدید اتحادیه مبنی بر وابستگی این جریان به فرزند یکی از مقامات ارشد دولت منتشر کردند.
این در حالی است که جریان اصفهان که چندی پیش نیز سعی داشت تا با "وابسته به مشایی" خواندن شورای مرکزی جدید اتحادیه، وجهه شورای جدید را تخریب کند، در این پروژه شکست خورده و ناچار به "دولتی" خواندن شورای مرکزی روی آورده است.
اما نکته قابل تأمل اینجاست که جریان اصفهانی که خود نیز قبلا به تمسک به علی لاریجانی برای انجام برخی کارهای خود اعتراف کرده است، هم اکنون نیز به تخریب شورای مرکزی با استفاده از رسانه ای که نزدیک به لاریجانی است می پردازد.
شاید بتوان گفت که این موضوع، در حقیقت نه تقابل جریان اصفهانی با دفاتر و شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، بلکه تقابل لاریجانی با جریان دانشجویی مستقلی است که جریان لاریجانی آنرا منتسب به احمدی نژاد می داند.
همچنین سینا کمالخانی عضو هیأت عالی نظارت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در مصاحبه با خبرگزاری مهر، از برنامه ریزی جریان اصفهان برای عبور از احمدی نژاد پرده برداشته و گفته است : "طیفی از اعضای اتحادیه مباحثی را مطرح کرده بودند از جمله عبور از دولت که رسانه هایی که با دولت زاویه داشتند از این مباحث استقبال کرده بودند و ..."
این روزها که بازار تهمت و افتراء توی اتحادیه حسابی داغه! دیدن کامنت دو تا از اعضای خانواده بزرگ جامعه اسلامی دانشجویان که اتفاقا ارادت خاصی(!) هم نسبت به هم دارن توی وبلاگ یکی از سابقون اتحادیه جلب توجه کرد. اونطور که این افراد خودشون رو معرفی کردن یه طرف حسین شاهمرادی مسئول سابق واحد تشکیلاته واونطرف هم جلال عباسیان که این روزها مسئول واحد سیاسی جاد زابل
دیدن این نظرات خالی از لطف نیست:
شاهمرادی:
1. اردوگاه باهنر چطوری یک روزه هماهنگ شد؟
2. هزینه اردوگاه باهنر از کجا تامین شد؟
3. هزینه ایاب و ذهاب شرکت کنندگان نشست غیرقانونی باهنر از کجا آمد؟
4. هزینه خورد و خوراک ساکنان فعلی دفتر مرکزی از کجاست؟
5. چطوری دکتر دارا ظرف یک ساعت نامه یک سری افراد را جواب می دهد و به شخصه از طرف نهاد هم دروغ می گوید؟
والله نامردید اگه بخواین استقلال دوستان را ببرید زیر سوال!!!
عباسیان:
1- اردوگاه باهنر رو خدا ردیف کرد. شما از این میسوزید که وصل به لاریجانی شدید اما بازم جوابتون رو ندادند حالا ما رو به ارتباط با مشایی متهم میکنید! حسین خان خیلی ها در این مملکت هستند که دلشون از کارهای شما خونه!
2- هزینه اش دقیقا و دقیقا از همون جایی اومد که همیشه هزینه های جاد تأمین میشه.
3- هزینه ایاب و ذهاب هم به همین منوال
4- هزینه خورد و خوراک ساکنان فعلی از جیب مبارکشان است. همونطوری که بنده پولم تموم شد و برگشتم شهرم!
5- دکتر دارا یک ساعته جواب نداد یک هفته بود که نامه رفته بود وزارت و در هیات نظارت که نهاد هم هست درحال پیگیری بود
------------------
حالا من میگم:
1- به چه استنادی 10 دفتر رو یکجا منحل کردی؟ برای اینکه قلدری ات رو نشون بدی یا برای اینکه کنگره غیرقانونیت به رسمیت برسه که باز هم نرسید؟
2- تو که تهمت دزدی میزنی چرا هرچی میگفتیم به دادگاه شکایت کن نمی کردی و فقط توی چشم ما داد میزدی که شما دزدین؟ (حتما فراموش نکردی نه؟!)
3- تو که تهمت میزنی چرا نامه نوشتی به آقای ایکس که....
4- تو که ادعای استقلالت میشه چرا برای هماهنگ کردن یک اردوگاه اینقدر التماس بعضی ها رو کردی؟؟؟!!! و وقتی یکی از بچه های قدیمی جاد اردوگاه رو هماهنگ میکنه انگ وابستگی به فلانی و فلانی میزنی بهشون؟
5- هزینه خورد و خوراک عده ای که الآن در دفتر تهران هستند از کجا میاد؟
6- گیریم که هر دو کنگره باطل، هزینه همایش آموزشی از کجا آمده؟ مگر نه اینکه شورای قبلی تموم شده؟ پس این پول که داره خرج میشه حرام اندر حرام نیست؟
7- ما که به قول شما منافق و دزد و ... هستیم. شما مسلمونها حرفهایی رو که توی گوش ما می زدین به خاطر بیارید.
نذار موضوع بیش از این باز بشه توی محیط عمومی...
جامعه اسلامی دانشجویان دچار مرض تفرقه و اختلاف و انشقاق شده است
مجدالدین معلمی :دوستان نزدیک تشکیلاتی می دانند چقدر بابت اضمحلال دفتر تحکیم وحدت افسوس خوردم. آن زمان تصورم این بود که جنبش دانشجویی همگون و یکدست، شادابی و نشاط ندارد! جنبش دانشجویی جنبش انگیزه هاست و بدون رقیب جدی، انگیزه ها یا به تعبیر اصولگرایانه تر احساس مسولیت گل نمی کند! و در نهایت نیرویی برای فعالیت باقی نمی ماند.
وضعیت امروز جنبش دانشجویی ماحصل کاشت ده سال پیش است! روایت خطی و ساده آن این است:
سیاست مداران بیرون دانشگاه تصمیم گرفتند برای فشار به حاکمیت، جنبش دانشجویی را تجهیز و تحریک کنند. با این پشتوانه دفتر تحیم وحدت ذوق زده راه افراط را پیش گرفت. کار به جایی رسید که دولت اصلاحات برای کنترل دفتر تحکیم لجام گسیخته تصمیم گرفت به شکلی قارچ گونه به توسعه تشکل های هنری و تا حدودی فرهنگی بپردازد. مذهبی های دانشگاه به فتح انجمن های اسلامی تشویق شدند. ابتدا انجمن های مستقل ظاهر شدند. بعد هم عدالت خواهان و چندین شبه اتحادیه دیگر! و نهایتا با دوپاره شدن تحکیم همه راضی شدند. هم دولت اصلاحات راضی شد هم اصولگرایان!
نتیجه این اتفاقات -خاصه افراط گری فعالان دانشجویی- به دورتر شدن بدنه جامعه از جنبش دانشجویی منجر شد. و بدیهی است جنبش دانشجویی بی دانشجو یعنی کشک!! که اوج فعالیتش می شود گیس و گیس کشی درون تشکیلاتی!
بیماری جنبش دانشجویی حاضر ماحصل ویروسی است که ده سال پیش به دانشگاه تزریق شد. اگر آن زمان بر جنازه تحکیم وحدت نمی خندیدیم، امروز چنین دانشگاه خموده ای نداشتیم که نشود از دل آن چند نیروی بااستعداد تشکیلاتی صید کرد.
***************
چندی است اتحادیه محبوب من -جامعه اسلامی دانشجویان- که هویتم را مدیونش هستم دچار مرض تفرقه و اختلاف و انشقاق شده و می ترسم همان بلایی که بر سر تحکیم وحدت آمد و تحکیم را به تاریخ الصاق کرد بر سر جامعه اسلامی دانشجویان بیاید!
تحیر و تاءسفم از آن است، همان شخصی که مسول و پیگیر دوپاره شدن و انشقاق تحکیم وحدت شد امروز مسول تصمیم سازی وزارت علوم در خصوص "جامعه اسلامی دانشجویان" شده و هم او در این اتفاقات تلخ بی تاثیر نبوده است!
همان طور که دولت اصلاحات، تحکیم وحدت را برنتافت و به طرفه الحیلی آن را مضمحل کرد، ظاهرا" بر اساس تصمیم نانوشته دولت عدالت مدار می بایست شاهد نابودی "جامعه اسلامی دانشجویان" باشیم! تمسک به وساطت یا حق خواهی دولتی ها فریب است! جامعه اسلامی دانشجویان به دفتر تحکیم وحدت خواهد پیوست اگر به فرآیند درون تشکیلاتی برای رفع اختلافات تن ندهد!
۱: فعلا قصد قضاوت در خصوص طرفین منازعه را ندارم. آنچه مهم است اساس اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان است!
۲: خدا کند هم زمانی انشقاق چند تشکل اصولگرا معنی و متولی واحد نداشته باشد!!
طیف مشهد آلت دست کسانی شده است که ازتفکرمجاهدین خلقی پیروی می کنند!
با توجه به اتفاقات اخیر به نظر می رسد فضای فتنه آلود و غبار زده ی تشکل نیاز به یک نگاه مجدد و بررسی دوباره دارد تا در زیر رگبار پیامک های ضد و نقیض و جنگ رسانه ای(!) حق و باطل ،و سره و ناسره از یکدیگر بازشناخته شود.
با گذشت سی سال از انقلاب ، کم کم و به مرور دشمنِ برانداز ضعیف و ضعیف تر شد تا آنجا که عملا از صحنه کنار رفت و به گوشه ی صفحات تاریخ خزید و به اغما رفت. در جبهه ی مقابل ولی اتفاقات دیگری در شرف یا در حال وقوع بود. با کنار رفتن دشمن خارجی و آرام شدن طوفان های براندازی از بیرون، سر و صداهایی از داخل شنیده شد که چیزی نبود جز صدای ترک خوردن و باز شدن شکاف های عقیدتی و فکری ای که درون انقلاب و درون شخصیت ها ی انقلابی وجود داشت . کسانی که تا دیروز تمام قد در برابر دشمن بیگانه ایستاده بودند ، حالا که دشمن از صحنه طرد شد ، کم کم با هم مواجه شدند و گرایشات یکدیگر را کاویدند و به یکدیگر پرداختند. اگر تا دیروز تجمل گرا و ساده زیست در یک جبهه بودند ، حالا که صحنه عوض شد و ورق به نفع آنان برگشت ، همین شکاف های بعضا جزیی فکری و عقیدتی باز و بازتر شد تا اینکه حوادث پس از انتخابات را رقم زد و فتنه ای ایجاد کرد که حاصل آن واپسین دست و پا زدن های یک گرایش فکری بود که داشت آرام آرام از انقلاب کنده می شد و به تاریخ می پیوست.
سفر مجدد هاشمی رفسنجانی به مشهد پس از هشت ماه
هرچند سایت شخصی آقای هاشمی اعلام نکرده اما آنطور که سایت فراکسیون اقلیت مجلس گزارش کرده است رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار است فردا پس از ۸ ماه دوباره به مشهد سفر کند.
۱۴ آذر ۸۸ بود كه خبر ديدار اعضاي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي و علوم پزشكي مشهد با آيت االله هاشمي رفسنجاني به خبر شماره يك رسانه هاي داخلي و خارجي تبديل شد.
اخبار درز كرده از آن ديدار و مواضع رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در رابطه با فتنه پس از انتخابات و متعاقب آن بيانيه دفتر آقاي هاشمي جنجال آفرين شد. بطوريكه باعث موضع گيري اشخاص مختلف از جمله وزير اطلاعات،آيت الله يزدي وشمار ديگري از افراد و جريان ها شد. آنچه كه در پي مي آيد گزارش آن روزهاي رسانه ها از آن ديدار است:
دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که معمولا بجای سایت هاشمی رفسنجانی، اخبار شخصی هاشمی را منتشر می کند، شب گذشته در اطلاعیه ای برخی از خبرگزاری ها، سایت های اینترنتی و روزنامه ها را با پسوند "یک جریان خاص" مورد اشاره قرار داد و آنان را به "جعل"، "تحریف" و "انتشار گزینشی" سخنان رئیس مجمع تشخیص در جمع دانشجویان در تاریخ 14 آذر 88 در مشهد مقدس، متهم کرد.
اما هنوز یک روز از صدور این اطلاعیه بلندبالا در متهم ساختن رسانه ها نگذشته بود که جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و علوم پزشکی مشهد در اطلاعیه ای اقدام دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را خلاف واقعیت و "تحریف" سخنان هاشمی دانستند.
اعضای این دو تشکل که خود در مراسم سخنرانی هاشمی حضور داشته، اعلام کرده اند که دفتر رئیس مجمع، بدون توجه به اصل و مفهوم و رویکرد سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی، به برخی جملات خبر ایراد گرفته است که اصولاً هیچ ارتباطی با قسمتهای اصلی سخنان ایشان که مورد انتقادهای فراوان قرار گرفته است ندارد و این دفتر از این طریق خواسته است تا با زیر سوال بردن قسمت ناچیز و غیرمهم خبر، کل خبر را زیر سوال ببرد.
شاید به همین دلیل است که جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در پی جوابیه دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خواستار انتشار فایل صوتی دیدار آیتالله هاشمی رفسنجانی با دانشجویان شد.
* یک تناقض فاحش
آنچنان که اعضای این دو تشکل اشاره کرده اند "در قسمتی از نمابر دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که به متن کامل سخنان ایشان در این جمع به روایت این دفتر اشاره دارد، آمده است که " آیتالله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به ایشان {یکی از دانشجویان سوال کننده} گفتند: اگرچه اذان را گفتند و باید نماز بخوانیم، ولی بگذارید به این مسایل بپردازم. در مورد دانشگاهیان من نگفتم همه آنها مخالفند. شما خودتان دیدید که نماینده رهبری در دانشگاهها اخیراً گفتهاند؛ هفتاد درصد دانشگاهیان به کسانی که امروز زمام امور را در دست دارند رأی ندادهاند. "
به نوشته آنان، هرچند آقای هاشمی رفسنجانی در این جلسه چنین سخنی نگفته است اما ماجرا آنجا جالب میشود که بدانیم حجتالاسلام والمسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها این سخنان را در تاریخ 21 آذر 88 یعنی 7 روز بعد از این جلسه و در اجلاس شصت و دومین نشست روسای دانشگاههای علوم پزشکی بیان داشتهاند و خبرگزاریهای مختلف از جلمه مهر و ایلنا و سایتهای خبری مختلف از جمله سایت منتسب به مهدی هاشمی فرزند هاشمی رفسنجانی نیز در همین روز اقدام به پوشش خبر مذکور کردهاند.
از این روی، جامعه اسلامی دانشجویان در این باره جمله خود رئیس دفتر هاشمی رفسنجانی را به خودشان گوشزد و عنوان کرده اند که "البته اختصار، شیوهای مرسوم در خبر رسانی است، امّا اضافه کردن جملات به متنی که قرار است، موجز باشد، از نوادر اطلاعرسانی و در زمره خبرسازی است که طبیعتاً عواقب بدی در جامعه دارد. "
بسم الله القاصم الجبارین
وَلَیَنصُرَنَّ اللَّـهُ مَنْ یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ 1
به نام عادل حکیم آغاز می کنم که او خود وعده باز ستاندن حق مظلوم از ظالم را داد...
این روز ها وعده صادق الهی را دیدیم، این روز ها همان روزهایی است که در روز ستمگری و ظلم باید آنها را نیز پیش بینی می کردند. آری آمد روزی که می خواهند با نسبت دادن تهمت های پیاپی به دیگران خود را از ظلم مبرا کنند و اینگونه وانمود کنند که ظالم آن کسی است که اکنون قسمتی از حق را به اجرا در آورده؛ امروز روزی است که توانستیم مچ دزدان قافله را گرفته و دستشان را از حق دیگران کوتاه کنیم، و اما اینان می گویند کسانی که مچ دزد را گرفته اند ظالمند.... قضاوت با شما، ظالم آن است که دزدی می کند یا آنکه مچ دزد را می گیرد؟؟؟؟
امروز دوستان! تاوان آن چند شکایتی را پس می دهند که به راحتی می توانست جریان جاد را به راه درست خویش برگرداند. یادتان هست هشدار برای دبیری دوستان و اینکه حداقل اگر هم نگاه طیفی است قوی ترین طیفتان را انتخاب کنید.... یادتان هست شکایت 12 دفتر با حدود 15 بند که هیچ ان قلتی نتوانستید بر آن وارد کنید جز اینکه بروید و در دفتر خود اساسنامه را پیاده کنید، این مچ گیری بود یا راهی برای برون رفت از این اوضاع؟؟؟؟؟ گفتید مچ گیریست خوب آیا اشتباه کردیم خواستیم مچ ظالم را بگیریم؟
آنکس که نباشد اصفهانی...
-------------------
از جاد برای ما نمانده است
جز تهمت و قیل و قال و دعوا
ای بختِ نگون! چه تیره گشتی
این است جزای کار دنیا؟
از لهجه که بی نصیب ماندیم
در عمق اساسنامه خواندیم:
آنکس که نباشد اصفهانی
گنده است برایش این رداها....
باب مباحثه باز است!
یکی از مخاطبین که خود را مجدالدین معلمی دبیر کل سابق اتحادیه معرفی کرده در کامنت خود آورده است:
مجدالدین معلمی هستم
زمانی افتخار داشتم دبیر کل جامعه باشم. آن زمان که این بچه بازی ها نبود. لااقل دعواهایمان هم مردانه بود
افسوس می خورم کار به جایی رسیده که از ارتقای یک دوست سابق -حتی اگر با او اختلاف سلیقه داشتیم- اینقدر چشم تنگ شده ایم!
دوٍست خوبم! در آینده زمانی به شما احترام می گذارند که شما هم به فرد هم هویتت احترام بگذاری حتی اگر از خلق او دلگیر باشی
من تو همه عضو یک پیکیریم وقتی به صورت من چنگ می کشی صورت خودت هم زخمی می شود
و اما در خصوص متلک های تان! که برخی از آنها اگر تهمت نباشد حتما کج فهمی است کاش هویت نگارنده معلوم بود تا انشاالله وقتی چند سال آینده به مراتب موفقیت رسید خدمتش می رسیدم و می گفتم یادت هست در گذشته چه می گفتی! مفهوم حرف تان این است که هر کس در تشکیلات کار کرد نباید تا ابد مسولیتی بگیرد؟؟؟ یعنی خودتان تا آخر عمر بیکار می مانید؟؟
دوست خوب مجبور نیستیم برای تخطئه دیگری به هر وسیله ای او را تخریب کنیم!
چون نمی خواستم بحث شخصی شوم وارد آن قسمت که متلک تان را نصیب من کردید نمی شوم ولی اگر تمایل به شنیدن داشتید باب مباحثه باز است
ترجمه: از مومنان مردانی هستند كه به پیمانی كه با خدا بسته بودند وفا كردند بعضی بر سرپیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نكرده اند.( احزاب آیه 23)
سلام
قصد نداشتم تا حل كامل ماجرا چيزي بنويسم.اما ظاهرا عده اي نمي خواهند راحت بنشينند.
خيلي دوست دارم تا زماني پيش آيد و در يك فضاي كاملا آرام از خاطرات يكسال عضويتم در شورا بگويم تا رسوا شود هر آنكه در او غش بود.
خيلي دوست دارم از نگاه دفتر مركزي اتحاديه به دفاتر و اعضاي دانشگاهي بگويم.خيلي دوست دارم تا با الفاضي كه دفاتر دانشگاهي را خطاب مي كردند بنويسم.
خيلي دوست دارم تا دلايل استعفاي افراد عضو شوراي مركزي در طول يكسال گذشته را براي همه شرح دهم.البته اگر از ديدگاه عده اي اعضاي اتحاديه نامحرم نباشند. چرا كه گفته اند:
تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش
خيلي دوست دارم براي اعضاي اتحاديه ديدگاه برخي آقايان را در مورد برخي از نهادهاي دولتي و غير دولتي بازگو كنم.
خيلي دوست دارم تا براي همه بگويم كه چه كساني از اصلاح اساسنامه دفاع مي كردند.چرا دو سال است كه اساسنامه اصلاح نشد و اگر اصلاح مي شد چه اتفاقي مي افتاد و چه كساني اصلاح اساسنامه را كابوس مي دانستند
خيلي دوست دارم تا از دلايل رد صلاحيت بعضي كانديداها در دفاتر دانشگاهي بگويم.خيلي دوست دارم تا اسامي رد صلاحيت شده ها را اعلام كنم.
خيلي دوست دارم از شوراي مركزي اتحاديه بنويسم و از دست به زانو نشستنها بگويم.
خيلي دوست دارم تا از نامه هاي نوشته شده و نوشته نشده براي اشخاص بگويم.
خيلي دوست دارم از اخراج تشكيلاتي ها بنويسم.
خيلي دوست دارم از تهديدها و تطميع ها بنويسم.
خيلي دوست دارم براي دوستانم از كساني بگويم كه احساس پدرخواندگي نسبت به تشكل داشتند و خود را صاحب تشكل مي دانستند.
خيلي دوست دارم اسامي كساني را كه در دولت نهم و دهم پست گرفتند با شغلهاي قبليشان و پستهاي فعليشان براي رفقاي تشكيلاتيم بنويسم تا مشخص شود چه كسي دنبال قدرت است
خيلي دوست دارم ...............................................................
اما همواره اين آيه در مقابل ديدگانم نقش مي بندد و با خودم زمزمه مي كنم كه:
((یا ایها الذین امنو صبروا و صابروا و رابطوا و اتقواﷲ لعلکم تفلحون))
كاش عده اي به كربلا فكر كنند و به خود جواب دهند كه اگر در روز عاشورا بودند چه مي كردند؟مي ماندند يا مي رفتند.
كاش عده اي جرات اعتراف داشتند.
كاش .................
مشاهده در وب سایت
همیشه وقتی که از دوستان دیروز سوال می کردم که اختلافات شما با عمرو زید چی بوده می گفتند آنها قدرت طلب بودند.... دنبال قدرت بودند... جامعه اسلامی را می خواستند برای کار و شغلشان...
و با این توضیحات واضح، مطمئن می شدیم آن دوستان دیروزین همه ملائکه الله اند... تا اینکه این خبر را در لابلای اخبار دیدم
استاندار تهران از انتصاب فرماندار جديد ورامين خبر داد.
مرتضي تمدن استاندار تهران كه با فارس گفتوگو ميكرد با اعلام خبر انتصاب فرماندار شهرستان ورامين گفت: محسن منصوري با حكمي از سوي مصطفي محمدنجار وزير كشور به عنوان فرماندار جديد شهرستان ورامين منصوب شده كه مراسم معارفه روز شنبه و در محل فرمانداري ورامين با حضور مسئولين و مردم برگزار ميشود.
وي در ادامه در پاسخ به برخي از اظهارات مبني بر جوان و بيتجربه بودن فرماندار ورامين تاكيد كرد: محسن منصوري 26 سال دارد و توانمندي وي را مردم در كارها خواهند ديد.
مشاهده خبر در رجانیوز
البته این خبر برایم تازگی نداشت. اخباری از نهاد ریاست جمهوری میرسید که فلانی دو هفته اینجا بست نشسته تا او را فرماندار کنند... آنهم با همانهایی که امروز جریان ما را منتصب به وی می کنند.
دنیای عجیبی است برادر
دلم می سوزد برای دانشجویی که به مکر این تشنگان و مسخ شدگان قدرت گرفتارآمدند و کوس انالحق سرمیدهند.
به واقع چه لذیذ است گندم و جو جامعه و بگو که چرا تابحال بدان دل بسته اند
یکی اعضای سابق جاد به استخدام وزارت کشور درآمده، دیگری در بهزیستی، یکی در نهاد آن یکی در سازمان کتابخانه ها، یکی در سازمان ملی جوانان آن یکی در ...
و اینست پشت پرده منشا فتنه. جالب آنکه زیدی در وبلاگش کرم خوردگی را منشا آلام جاد می دانست و دیگری ... و ناراحت بود از اینکه چرا زودتر بدان پی نبرد.
نه برادر مصطفی باز هم اشتباه کردی، مشکل جاد چیزی نیست جز هوای نفس خودتان. به قول معصوم
حب الدنیا راس کل خطیئه
|
تا ناکجا آباد خودخواهی،نگرشي ريشه اي به اختلافات |
|
|
|
مير محمد مطهري مويد، دبير جاد اروميه یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا واتقوا الله ... فصل اول : گذشته *گذشته های خیلی دور : شاید بهتر باشد داستان را از چندین سال قبل شروع کنیم ازکنگره ی هفت یا هشت سال پیش . یک کنگره ی با شکوه که در آن حدود 500 نفر شرکت کردند ... کمی تصورش سخت است! 500 نفری که همه ، اعضای شوراهای مرکزی دفاتر بودند نه کارگر افغانی ... ؟ در همان سال نفر اول شورای مرکزی با حدودا 430 رای انتخاب شد و با اقتدار به کارش ادامه ... شاید بیان این واقعیت ها آن هم بی مقدمه در اول این نوشته خیلی سنگین باشد اما نگفتنش بسی بد تر از گفتن آن است . در آن شوری پس از کمی کشمکش فردی به دبیر کلی رسید ( البته به خاطر مرخصی شش ماهه گزینه اول دبیر کلی از شورای مرکزی ) . پس از گذشت مدتی از دبیر کلی ایشان ، جامعه اسلامی دانشجویان دچار نوعی فساد شد که البته با حمایت گروهی که هنوز جریان نشده بودند همراه بود . در آن وضعیت با بازگشت گزینه اول دبیر کلی و با وجود فساد در شورای مرکزی و خصوصا دبیر کل ، طرح عزل دبیر کل شورای مرکزی مطرح شد و در شورای مرکزی به رای گذاشته شد که از 9 نفر شورای مرکزی 6 نفر به آن رای مثبت دادند . اما با اصرار آقای م.ف که در هیات عالی نظارت آن زمان حضور داشت مبنی بر این که تعداد آرا برای عزل دبیر کل باید از دو سوم بیشتر باشد ( این حکم خلاف اساسنامه آن زمان بود و همینطور از نظر اصول حقوقی بی معنی میباشد ) و با پا فشاری م.ف دو سوم شورای مرکزی نتوانست دبیر کل را که گروه کوچکی از دفاتر از آن حمایت میکردند را عزل کنند . اما به خاطر عمق فساد ایجاد شده ، دو سوم شورای مرکزی تصمیم گرفتند با استعفای خود شورای مرکزی را منحل کنند تا دوباره کنگره ای برگزار شود و شورای مرکزی دوباره تشکیل گردد . با استعفای 6 نفر از شورای مرکزی قانونا و عملا و عقلا شورای مرکزی منحل شد اما باز هم با حمایت های معنا دار و محکم آقای م.ف 4 نفر علی البدل وارد شورای مرکزی شدند و با وجود این که شورای مرکزی 7 نفره شد و این خلاف قانون اساسنامه بود اما شورای مرکزی به کار خود ادامه داد . یکی مورد خلاف قانون دیگر هم در باره ی این شورای مرکزی بود و آن که در آن زمان طبق قانون اساسنامه بیش از یک سوم شورای مرکزی نمیتوانند فارق التحصیل شده باشند اما آن شورای این قانون را نیز نقض میکرد . جالب است حرفی که دوستان صنعتی اصفهانی زدند در جواب این سوال که چرا از آن دبیر و آن شورا حمایت کردید این بود که در جریان مقابل ( یعنی 6 نفر شورای مرکزی ) فلانی حضور داشت و آنها خیلی قوی بودند و ما نمیتوانستیم قدرت را از آنها بگیریم . اما به راحتی قادریم که قدرت را از این شورای 7 نفره بگیریم . که البته اینطور هم شد و در کنگره بعد اکثریت نسبی را به دست آوردند . بعد از آن سال که شورای مرکزی با اکثریت اهالی آن استان شروع به کار کرد ، سعی میکند با ترفند های مختلف دفاتر را به خودش نزدیک کند ، و یا با مهندسی آرا، هر سال بازهم خودش اکثریت شورای مرکزی و هیات عالی نظارت را به دست گیرد که البته موفق هم شد ... |
ادعاي حمله به ايران تنها يك بلوف است
خبرگزاري فارس: دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد با بيان اينكه تحريمها و تهديدها در ادامه فتنههاي پس از انتخابات است، تاكيد كرد: ادعاي حمله نظامي به ايران تنها يك بلوف است.

علي جهانگيري دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد در گفتوگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، اظهار داشت: تحريمها و تهديدهايي كه كشور آمريكا عليه كشورمان انجام ميدهد در ادامه حوادث و فتنههاي پس از انتخابات است.
وي با بيان اينكه حوادث پس از انتخابات و اين تحريمها و تهديدها در راستاي رسيدن به يك هدف است، تصريح كرد: اين تحريمهاي تكراري براي مردم كشورمان عادي شده است و كسي به آنها اهميت نميدهد.
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد ادامه داد: البته دنبالهروهاي داخلي آمريكا نيز با فضاسازي و جوسازي گسترده با اهداف اين كشور همراهي كرده و قصد دارند اين تحريمها و تهديدها را سوء مديريت جناح حاكم در كشور قلمداد كنند.
جهانگيري با اشاره به اينكه آمريكا هماهنگي كامل با عناصر جريان فتنه در كشور براي رسيدن به اهداف خود دارد، افزود: در حقيقت قصد آنها اين است كه با اين تهديدها و تحريمها و جوسازيهاي عناصر داخلي در آرايش سياسي كشور تاثير گذاشته و موجب اختلاف و تفرقه افكني شوند.
وي با اشاره به اينكه زماني كه اصلاحطلبان در مسند حكومت بودند تئوري "فشار از پایین و چانه زني در بالا " را مطرح ميكردند، گفت: اكنون اين تئوري را عوض كردند و تبديل شده است به "فشار از بيرون و چانه زني در داخل " كه البته چانه زني از داخل به دليل انزواي اصلاحطلبان هنوز انجام نشده است.
دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد با اشاره به اينكه در شرايط كنوني بايد نيروهاي دلسوز انقلاب و مخصوصاً اصولگرايان وحدت خود را حفظ كنند، تاكيد كرد: در اين شرايط مهمترين كاري كه بايد انجام شود حفظ وحدت است؛ مجلس و دولت نيز بايد بيش از پيش وحدت داشته باشند تا توطئههاي كشورهاي غربي را خنثي كنند.
جهانگيري با بيان اينكه تهديد آمريكا به حمله به ايران يك بلوف است، تاكيد كرد: آمريكا به هيچ وجه شرايط حمله به ايران را ندارد و ميداند ملت ما ملت جنگ ديده است و با روحيهاي كه در مردم كشورمان ما سراغ دارد ميداند كه نبايد چنين غلطي را انجام دهد
وی با اشاره به تاكیدات مقام معظم رهبری بر لزوم تبیین ابهامات و پاسخ به شبهات افزود ، در این راستا سعی داریم تا با بررسی دقیق زوایای پنهان فتنه و استفاده از محققان و اساتید خبره در همایش آموزشی سالانه در جهت تحقق منویات رهبر گران قدرمان گام برداریم .
وی همچنن اضافه كرد ، با توجه به تخصصی بودن و نیاز به كار كارشناسی و همین طور زمان كمی كه تا ماه مبارك رمضان داریم ، شورای مركزی تصمیم گرفت تا همایش در شهریور ماه و بعد از ماه مبارك رمضان برگزار گردد و ابراز امیدواری نمود در مدت زمان باقی مانده تا موعد همایش از حداكثر توانایی مجموعه جهت هرچه بهتر برگزار شدن برنامه استفاده گردد .
۲۴ دفتر در كنگره ي شهرري شركت كرده اند!
آنچه این روزها در اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به عنوان یکی از جریان های دانشجوئی اصیل انقلاب اسلامی که همواره مساعی اش احیا سیرت انقلاب اسلامی در سیره دانشجوئی خود بوده است، مصادیقی بارز از اخلاط حق و باطل و فتنه زائی کسانی است که به ناحق خود را داعیه دار جریانی از بدنه این مجموعه می دانند.
این معدودان که به فرموده علی(ع) علت فتنه ها و آشوب هایشان کینه توزی است، همان ها که باز هم به بیان علی (ع) با بدعت نهادن در احکام و فتنه افروزی حقیقت را در تاریکی فروبرده و گمان می کنند خورشیدی در پس ابرها نیست. اینان باید بدانند که حساب جریان پاک دانشجوئی و دفاتر 40 گانه اتحادیه ما از آنانی که خود هیزم آتش فتنه خواهند شد جداست.
اما حقیقت کجاست؟
سال 1387 و به دنبال وقوع برخی اتفاقات در کنگره تابستان آن سال، اختلافاتی رخ داد که جهت برون رفت از آن وضعیت موضوع به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری ارجاع شد.
اصطلاح حکمیت نهاد در اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به آن زمان بازمی گردد، نمایندگانی از طرفین در جلسات شرکت نموده و نهایتا بنابر آن می شود که طبق نظر حکمیت اساسنامه اتحادیه اصلاح شده و با مشروعیت شورای منتخب کنگره 87 مشکلات مرتفع گردد.
در اثنای این مباحث و در مجامع نمایندگان سال 87 افرادی که خود را جز منتقدین می دانستند با اجماع بر سر این موضوع که ما باید به اساس نامه و نهاد های درون تشکیلاتی خود رجوع کنیم ، از حکمیت نهاد صرف نظر می نمایند،(این موضوع رسما و صریحا در مجمع نمایندگان اتحادیه با حضور اکثریت دفاتر طرح و بدون مخالفت و اعتراض در مسیر اجرا قرار میگیرد) امضای این افراد در پای صورت جلسات هیئت نظارت وقت اتحادیه مبنی بر این موضوع همچنان موجود می باشد.
تابستان 88 کنگره شورای مرکزی اتحادیه برگزار می شود ، علیرغم اینکه هنوز اساسنامه اصلاح نشده لکن به دلیل ورود برخی از همان افراد اصطلاحا منتقد به شورای مرکزی کوچکترین اعتراضی صورت نمی گیرد- یکی از همین منتخبین به صراحت از تحقق خیر باقی در اتحادیه یاد میکند- پس از برگزاری کنگره و علیرغم تلاش شورای مرکزی قبلی برای اصلاح اساسنامه و شورادد به نام شورای راهبردی ، به دلیل از رسمیت افتادن کنگره اصلاح اساسنامه تحقق نمی یابد.
يكي از شبهه هايي كه طيف اقليت اين روزها مطرح مي كنند سوال از چرايي شكايت دفاتر معترض(اكثريت) به هيات نظارت مركزي با وجود هيات عالي نظارت اتحاديه ست.
پاسخ به اين شبهه رو در دو بخش تقديم مي كنيم:
1- هرچند در اساسنامه جامعه اسلامي دانشجويان هيات عالي نظارت به عنوان مرجع رسيدگي به شكايات در نظر گرفته شده ،اما با نگاهي به تركيب اين هيات و نحوه انتخاب اعضاي آن باز هم به همان مشكل ريشه اي يعني نحوه تعيين حق راي دفاتر در كنگره برخورد مي كنيم.
يكي از اعضاي هيات نظارت نماينده هيات موسس است،كه اين روزها به دليل مشغله ساير اعضاي هيات موسس و يا طرد و حذف ايشان توسط جناح انحصارطلب تنها يك نفر باقي مانده است كه وي را بايد نماينده مادام العمر هيات موسس دانست كه مواضع ايشان هم اظهر و من الشمس است!(كساني كه حضور در هيات نظارت رو تجربه كردن خوب مي دونن!)
دو نفر ديگر از اعضاي اين هيات توسط كنگره و به مدت يك سال انتخاب مي شوند،از آنجا كه حق راي دفاتر را شوراي مركزي تعيين مي كند و اتفاقا اكثريت شورا هم با همين جناح است تكليف روشن است.با روش هاي پيچيده و متحيرالعقول چنان حق راي ها رو مشخص مي كنند كه طرف مقابل بيشتر از يك چهارم حق راي كنگره رو بدست نياره!في المثل دفاتر بزرگ ، فعال و ريشه دار منتقد رايشون كمتر يا اگه خيلي رحم كنند برابر با دفاتر تازه تاسيس ده كوره هاي اطراف اصفهان ميشه! پس تكليف دو عضو منتخب كنگره هم مشخص شد!
اما دو نفر باقي مانده توسط مجمع نمايندگان جاد براي يك دوره شش ماهه انتخاب ميشن.كه اينجاي قصه هم خيلي پر غصه ست!
همونطور كه قبلا ذكر شد اكثريت اعضاي شوراي مركزي از طيف تماميت خواهه.از اونجا كه واحد تشكيلات از مهم ترين واحدهاست مشخصه كه واحد تشكيلات به اكثريت مي رسه.حالا اين واحد تشكيلات باز دستش بازه كه به پشتوانه شوراي مركزي و هيات نظارت هر كار دلش ميخواد مي كنه و در تعطيل و منحل كردن دفاتر منتقد كم نمي ذاره!(نمونش انحلال يك جايه 10 دفتر منتقد در روز برگزاري اون شبه كنگره ست!)
خوب با اين وصف پس اكثريت دفاتر و در نتيجه اكثريت اعضاي مجمع نمايندگاه هم به راه راست هدايت شدند!
پس شد آنچه شد! به راحتي اكثريت كرسي هاي هيات نظارت رو تصاحب كردند!طيف منتقد(اكثريت) هم اگه خيلي زور بزنه بتونه يك نفر و اگه امدادهاي غيبي برسه حداكثر دو نفر رو بفرسته هيات نظارت كه باز هم كاري از پيش نخواهد برد.
واين سيكل بسته ادامه خواهد داشت يعني با مهندسي آراء شوراي مركزي و دو نفر از اعضاي هيات نظارت را بدست ميارن و از طريق اون تعليق و انحلال دفاتر و فرستادن دو نفر ديگه به هيات نظارت و آخر سر دوباره بدست آوردن اكثريت كنگره!
مي بينيد كه با پنبه سر ميبرن!
2- سند بالادستي اساسنامه تشكلهاي دانشگاهي از جمله اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان،آيين نامه نظارت بر تشكل هاي اسلامي دانشگاهيانه كه به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده.
ازجمله در بند 5 ماده 1 اين آيين نامه كه در جلسه 488 ام شورا مورخ 1380/8/15 به تصويب رسيده مجراي دريافت شكايت اشخاص حقيقي و حقوقي در تشكل ها هيات نظارت مركزي تعيين شده است!
با اين اوصاف در شرايط معمول هم حق شكايت به هيات نظارت مركزي براي اشخاص حقيقي و حقوقي محفوظه چه برسه به اوضاع و احوال امروز جامعه كه جاي ديگه اي براي رسيدگي نميذاره.
سید موسی حسیني:جامعۀ اسلامی به عنوان یک تشکل پرامید دانشجویی باید مکانیسمی را برای ایجاد تحرک در بین دفاتر این اتحادیه در سراسر کشور اعمال می کرد، از این ره به نظر می رسید بهترین مکانیسم، تعیین حق رای دفاتر هر دانشگاه، براساس میزان فعالیت هایشان باشد چرا که اگر چنین شیوه ای در کار نباشد می توانست موجب بی انگیزگی و کرختی شود و در نهایت برآیند تشکل به شکل محسوسی کاهش یابد.
اما این مکانیسم فریبا از جهتی دیگر می تواند به شیوۀ عمل موثری برای باند بازی تبدیل شود به این صورت که کسانی در یک دور از انتخابات اکثریت را در شورای مرکزی به دست آورند و از دور بعدی انتخابات، چون خودشان تعیین کنندۀ حق رای دفاتر در مجامع هستند، به گونه ای تعداد آرای هر دفتر را تنظیم کنند که دفاتر منتقد از لحاظ رای در اقلیت قرار بگیرند حتی اگر از لحاظ تعداد در اکثریت محض باشند و به این شکل برای دوهزاروپانصد سال حفظ میز و صندلی را برای خود و فرزندان و نوادگان و نتیجگان و نبیرگان و ندیدگان خود تضمین کنند.
پس در نظر، مکانیسم تعیین حق رای به وسیلۀ اکثریت هیات مرکزی، می تواند دو اثر احتمالی و البته متناقض داشته باشد، یکی رقابت مثبت و هم افزایی و دیگری اصطکاک درونی، فرسایش و اضمحلال؛
به نظر شما اگر نه از یک حکیم، دانشمند، تحلیل گر، استراتژیست و امثالهم، بلکه اگر از یک سفیه بپرسیم که عامل روز سیاه تشکل ما چیست آیا پاسخش غیر از وجود چنین مکانیسمی خواهد بود؟
امسال ششمین سالی بود که وجود این مکانیسم، نودونه درصد انرژی ها و استعدادهای طیف اقلیت مسلط سابق را صرف این کرده بود که چه بهانه و حیله ای برای کاهش و پایین نگه داشتن تعداد آرا و حتی سلب حق رای دفاتر طیف اکثریت و افزایش و بالا نگهداشتن آرای خود بسازند و میز را برای حفظ نفوذ خود، رزرو نگه دارند؛ از دیگر سو، همین مسئله، نودونه درصد توان طیف اکثریت را صرف این کرده بود که چگونه بدون کشاندن و درز دادن اخبار عمق این اختلافات، درگیری ها و فجایع مدیریتی به بیرون، این بهانه ها و حیله ها را خنثی کند که در نهایت اقدامات رفرمیستی نتیجه نداد، دیگر بس نبود؟
دیگر بس بود شش سال مدیریتی که موجب شد تمام توان جامعۀ اسلامی صرف اصطکاک های درون تشکیلاتی شود دیگر زمان یک اصلاح اساسی در ساختار است.
به روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به عنوان اولین دولت اصولگرای پس از صدر اسلام، در کنار تمام ضعف هایش، فرصتی بود برای تبدیل شدن جامعۀ اسلامی به قدرتمندترین تشکل دانشجویی کشور اما وجود مکانیسم تعیین حق رای توسط دبیران کل، زایندۀ نوعی فاجعه آمیز و فسق آلود از مدیریت ظاهر فریب بود که آن را به خاک مذلت و شرمساری کشیده است، دیگر بس است.
نماينده جاد زابل :عده اي خود را نژاد برتر جامعه اسلامي مي دانند.
جلال عباسيان :جامعه اسلامي دانشجويان از زمان تأسيس در سال 1368 تا کنون هميشه خط سير فکري واحدي را دنبال نموده و در بين تشکلهاي دانشجويي کشور کمترين ميزان تشتت آرا و اختلاف ديدگاهها در آن مشاهده شده است. اين وحدت فکري و عقيدتي تا آنجا پيش رفته است که حتي پس از تعيين خط سير و معيارهاي کاري جامعه اسلامي دانشجويان، تقريباً هميشه مصداقها نيز کاملاً منطبق با هم بوده و خود يکي از جالب توجه ترين انواع تشکلهاي سياسي کشور مي باشد. تا آنجا که رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالي) نيز در اين باره لب به تحسين گشوده و اين وحدت رويه و يکصدايي با وجود آمد و رفت افراد مختلف را ستوده اند. اگر بخواهيم در يک ديد اجمالي جامعه اسلامي دانشجويان را در محيط بيروني با تشکلي مقايسه کنيم، از لحاظ يکنواختي حرکت فکري، عقيدتي و سياسي قطعاً تنها مصداق آن را مي توان در حزب مؤتلفه يافت که اتفاقا رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالي) تعبيري اينچنيني را در مورد يکنواختي مسير اين حزب نيز دارند. بگذريم از اينکه شاکله ي تأسيس جامعه اسلامي دانشجويان نيز با مشورت بزرگان همين حزب نظير آقاي اسدالله بادامچيان پي ريزي شده است. اما با اين وجود، برعکس اکثر تشکلها و اجتماعات که مشکلات آنها ناشي از اختلاف آرا و عقايد مي باشد، مشکلاتي که از قديم گريبانگير جامعه اسلامي دانشجويان بوده بيشتر مشکلات تشکيلاتي بوده و هست که اين نيز يکي از نکات جالب توجه در جامعه اسلامي دانشجويان است.
شايد بناي اين مشکلات را بتوان در روزهاي ابتدايي تأسيس جامعه اسلامي دانشجويان دانست. زماني که چند نفر از دانشجويان دلسوز نظام و انقلاب که در کانون شهداي 72تن و هيئت حضرت زهرا(س) به فکر تأسيس يک تشکل ارزش گرا در محيط دانشگاهها افتاده و نام جامعه اسلامي دانشجويان را که قبل از آنان در جمعي ديگر مطرح شده بود را انتخاب کردند، شايد خود خبر نداشتند که چندي بعد، اختلافات تشکيلاتي دامن آنها را خواهد گرفت و اين اختلافات تا ساليان سال ادامه خواهد داشت تا اينکه در سال 89 منجر به برگزاري دوکنگره مجزا توسط دو جريان منتقد هم گردد.
با توجه به وضعيت كنوني اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان و لزوم توجه به نظرات گروه هاي مختلف ،جاد فردوسي آمادگي خود را جهت انعكاس اين نظرات در همين وبلاگ اعلام مي دارد.
جهت سهولت در كار ، علاقمندان مي توانند مطالب و نظرات احتمالي خود را به goldensky69@gmail.com ارسال كنند.
روابط عمومي جاد فردوسي
بيانيه روابط عمومي دفتر مركزي اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان
كنگره سالانه اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان در تاريخ 1/5/89 در اردوگاه شهيد با هنر برگزار گرديد و شوراي منتخب كنگره نيز همزمان با ميلاد با سعادت يگانه منجي عالم بشريت شروع به كار نمود ، در همين راستا پيرامون برخي مسائل مرتبط نكاتي را مطرح مي نماييم.
الف) اختلافات درون تشكيلات جامعه اسلامي چندين سال است به مساله اصلي اين تشكل تبديل شده است ؛ به اعتقاد ما عامل اصلي اين امر قدرت طلبي و انحصار گرايي جريان حاكم بردفتر مركزي دراين سالها بوده است تاجايي كه هر ساله شاهديم ، قسمت اعظم اعضاي شوراي مركزي اين تشكل از يك استان خاص، مديريت دفتر مركزي را در دست گرفته و به اعتراضات و انتقادات پاسخگو نمي باشند.نكته مهم اينجاست كه جريان فوق در اين سالها با تخلفات قانوني فراوان همواره انتخابات شوراي مركزي را به واقعه اي از پيش تعيين شده بدل نموده و شكايات پيرامون آن را مورد رسيدگي قرار نمي داد. البته كار به اينجا ختم نمي شود به طوري كه اين شورا در طي سالها با رفتارهاي طيفي و استاني در توجه ورسيدگي به امور دفاتر دانشگاهي سبب آزردگي دفاتر دانشگاهي منتقد شده، تا جايي كه متاسفانه تضعيف و تعطيلي اين دفاتر در دستور كار چنين شوراهاي نمايشي قرار گرفت؛ امري كه بسيار ناباورانه و عجيب مي نمايد !
ب) سال 87 : در پي تخلفات فراوان در طي سال و مهندسي رسواي آرا در كنگره سال 87 ، 19 دفتر دانشگاهي ضمن تحريم انتخابات خواهان بررسي موضوع در مراجع قانوني شدند، در نهايت طرفين دعوي به حكميت نماينده مقام معظم رهبري در دانشگاهها رضايت دادند و متعهد به پايبندي به ابلاغيه حجه السلام محمديان به عنوان فصل الخطاب گشتند ولي طيف حاكم پس از چندي تعهدات خود را نقض نموده و به رويه سابق بازگشتند لذا ما شوراي مركزي مستقر در دوسال گذشته را كه مشروعيت آن منوط به پايبندي به حكميت بود را غير قانوني مي دانسته و از مجاري مختلف به دنبال اصلاح امر بوديم كه متاسفانه موثر واقع نشد
خبرگزاري فارس: يك فعال دانشجويي تاكيد كرد: آمريكاييها در صورت حمله به ايران تابوت فرزندانشان را افقي از اين خاك بيرون خواهند كشيد.

مهدي بادپا دبير اسبق جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد در گفتوگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، اظهار داشت: پشت پرده پازل جديد آمريكا در حقيقت نه ترساندن ايران بلكه زهر چشم گرفتن از حاميان و متحدان ايران در منطقه است.
وي ادامه داد: اين استراتژي آمريكا شامل متحداني ميشود كه برخلاف تئوري نظم نوين آمريكا، با هژموني آن مخالفت كردند.
اين فعال دانشجويي در ادامه با بيان اينكه خود كارشناسان و تحليل گران آمريكايي نيز ميدانند كه اين تحريمها و رجزخوانيها براي ملت ايران تكراري شده است، تصريح كرد: جمهوري اسلامي ايران در سالهاي اوليه انقلاب تحريمهاي سفت و سختتري را تجربه كرده و از پس آن برآمدند.
بادپا ادامه داد: ملت ايران مواردي مانند انهدام نفتكشهاي ايراني، انهدام هواپيمايي مسافربري ايران در خليج فارس، اقدامات تروريستي در قلب پايتخت، آشوبهاي منافقين در دهه شصت و بسياري از اين موارد را در طول اين 30 سال تجربه كرده است.
وي اضافه كرد: همگي اينها مواردي است كه بارها در طول حيات انقلاب پيش آمده و با زعامت امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب پشت سر گذاشته شده است.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: در حقيقت فعاليتهاي سالهاي اخير غرب همچون تشديد ممنوعيت حجاب، توهين به رسول اكرم، تحريمها و رجزخوانيها همگي حاكي از يك حكايت است و آن چيزي نيست جز واهمه غرب از صدور انقلاب اسلامي ايران و جنگ نرم اسلام ناب محمدي با اسلام آمريكايي.
وي در پايان تأكيد كرد: سردمداران آمريكا بهتر ميدانند كه اگر با جنگ مسلحانه عمودي به ايران بيايند تابوت فرزندانشان را افقي از اين خاك بيرون خواهند برد.
...و اين بند بندگی،
و اين بار ظلم و جهل
نگون و گسسته باد.
دفتر مرکزی جاد را خدا آزاد کرد...
برادر محترم جناب آقای مهدی فضایلی
عضوسابق جامعه اسلامی دانشجویان
بدینوسیله به اطلاع شما میرسد براساس تصمیم گیری شورای مرکزی منتخب جامعه اسلامی دانشجویان، و جوامع اسلامی شرکت کننده در این کنگره به دلیل:
الف) نقش محوری جنابعالی در تداوم و تشدید وضعیت ناعادلانه و بیمارگونه دفترمرکزی جامعه اسلامی دانشجویان
ب) رویکرد قومی و استانی جنابعالی در حمایت بی دلیل از یک جریان معلوم الحال
ج) عدم اعتقاد شما به جایگاه نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و سرپیچی از حکمیت ایشان و قوانین مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی و هیئت نظارت وزارت علوم در تشکیلات
د) بی توجهی به تظلم خواهی ها و عدم نظارت مناسب و موثر در تشکیلات
از هرگونه فعالیت در جامعه اسلامی و نمایندگی از آن در هیئت عالی نظارت محروم شده و اخراج می گردید.
دبیرجامعه اسلامی دانشجویان
اواخر دهه 60 و اوائل دهه 70 بود که دانشگاه ها در قبضه انجمن های اسلامی دانشجویان درآمد.
با انقلاب و حذف توده ای ها و رستاخیزی ها و مارکسیست ها و کونیست ها و ده ها ایسم دیگر، این انجمن های اسلامی بود که می بایستی ته مانده این گروهک ها را از دانشگاه بیرون می انداخت که با وجود انقلاب فرهنگی، روند حذف جریان های برانداز با سرعت بیشتری انجام شد.
این سالها که سالهای اقتدار انجمن ها بود، چنان باعث متوهم شدن آنها شد که حتی برای نوشتن اساسنامه، ساعت ها با رئیس جمهور وقت(آیت ا... خامنه ای)، رئیس مجلس(حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی)، و علماء تراز اول(آیت ا... جوادی آملی و...) و برخی اساتید دانشگاه( دکتر سروش و...) و بسیاری دیگر از مسئولین مشورت شد و در نهایت اساسنامه را توسط مرحوم حاج احمدآقای خمینی جهت تایید به خدمت حضرت امام(ره) ارسال کردند. این چنین اساسنامه نوشته شد و چه خوب اساسنامه ای. اما این سرآغاز ماجراست و شاهنامه را آخر خوش است.
به واقع جنبش دانشجویی درآن سالها را می توان به "عصر جنبش دانشجویی و انجمن های اسلامی" نام نهاد. حضور پویا در عرصه های سیاسی اجتماعی همچون تسخیر لانه جاسوسی امریکا، اقدام به اردوهای جهادی و در نهایت تاسیس جهاد سازندگی، اعزام دانشجویان به جبههها، پیشنهاد و درخواست از امام(ره) در مورد رابط امام و دانشگاه و درنهایت تشکیل نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، گوشه هایی از خدمات انجمن های اسلامی در عصرطلایی جنبش دانشجویی به انقلاب اسلامی است. که در نهایت برخی از آنها در جبههها به شهادت رسیدند و برخی در قبال این خدمات وارد پست های مدیریتی نظام شدند که البته امر معقولی است.
اینکه چه عواملی باعث شده است که انجمن های اسلامی پس از این فراز با ارزش در "مدد به نظام" پس از چندی به چنین روزی دچار گردد همیشه مورد سوال بوده است. در این نوشتار برآنیم تا تحلیلی مختصر، مفید و نانوشته و ناگفته به مخاطب ارائه گردد.
ماجرا از آنجا آغاز می شود که دفاتر انجمن های اسلامی بعنوان تنها تشکل قوی دانشگاهی در کل کشور شعبه داشته است و دارای قدرت حمایتی بی نظیری از مقامات عالیرتبه نظام تا سایرین بوده است و همین امر باعث طمع ورزی عده ای قلیل می گردد تا با لابی گری و دردست گرفتن نبض دفاتر انجمن، بتوانند سالیان متمادی سوار بر این امواج بلند، به دنبال منافع فردی خودبرآیند.
این سناریو با تاسیس "دفتر تحکیم وحدت" عملی شد. تاسیس این دفتر ، به این دلیل بوده که تمامی انجمن های دانشگاه ها با عضویت در این دفتر، با یک شورای مرکزی و هماهنگ در دانشگاه ها اقدام نمایند اما عملا بجای ارتقاء سطح دفاتر و تلاش برای کادرسازی نیروهای انقلاب و اسلامی کردن دانشگاه ها، تاسیس دفتر تحکیم سناریوی پیچیده تر و اهداف بلند مدتی داشت. برخلاف تصور عمومی انجمن های اولیه کاملا یکدست نبودند و النهایه باند ایجاد شده در چند دفتر دانشگاهی در تهران، با رای گیری خود را کاندیدای شورای مرکزی نمودند و دفاتر منتقد را با بندبازی های گوناگون سیاسی، اخراج تشکیلاتی، تعلیق و تعطیلی حذف کردند.
محمدجواد محمدی زاده استاندار سابق خراسان و رئیس سازمان محیط زیست درباره انحراف فکری این باند اینگونه می گوید:
"در سالی که می خواستند برای تحکیم انتخابات برگزار کنند من عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شهید چمران اهواز بودم و همراه با یکی از دوستانم به تهران آمدم. دفتر انجمن آنزمان در ساختمانی نزدیکی میدان انقلاب به سمت پاستور بود.در آن جلسه ما رای ندادیم و درگیری ها زیاد بود ولی آنچیزی که از آنها هنوز یادم هست این است که انحراف در تحکیم از همان ابتدا واضح بود و این انحراف ناگهانی نبود. در همان روز گفتند برادران و خواهران، جهت اسکان در شب همینجا استراحت کنید. یعنی در یک سالن با همدیگر. حتی بدون اینکه پرده ای بکشند، اصلا برای آنها این مسائل مطرح نبود".
حتی در در زمان تسخیرلانه، این جریان لابی گر وجود داشت و وقتی که بین بچه ها کتابهای شهید مطهری را توزیع می کردند همین تیپ ها آمدند و آن کتاب ها را پاره کردند و روز بعد بجایش کتاب های سروش را آوردند که دانشجویان بخوانند.
همین 2 مثال کافی است تا عقبه فکری باندی که به تدریج بر کل دفاتر انجمن چنبره زد عیان گردد. در واقع تاسیس دفتر تحکیم بهانه ای شد برای به دست گرفتن تمامی انجمن های اسلامی دانشگاه ها توسط یک عده لابی گر پایتخت نشین، حذف دفاتر انقلابی و غیرهمسوی با آنها و تاسیس دفاتر همسو با این باند. از این به بعد شاخص جریان تحکیم شد عبدالکریم سروش، و همین طیف افکار وی را در انجمن ها تبلیغ می کردند.
پس از آن بود که اتاق فکر تصمیم گیری انجمن های اسلامی را نه در شورای مرکزی بلکه در جلسات با جریانات قدرت طلب و در راس آن با حلقه کیان باید جستجو کرد. این تاریکخانه، پس از اصلاح اساسنامه و تاسیس تحکیم قدرت گرفت، در 8 سال دوران سکوت ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی(که جناح راستی محسوب می شد و مخالف سیاسی آنها) به کادرسازی پرداخت.
به واقع کسی نیست که نقش تحکیم را در دعوت و سپس اعلام حمایت از کاندیداتوری محمدخاتمی در سال 76 انکار کند. بویژه آنکه قدرت انجمن اسلامی(به همراه سایر فاکتورهای سیاسی) فردگمنامی را از کنج کتابخانه ملی به ریاست جمهوری رساند و زمینه تبلیغات وی را حتی در کوچکترین شهرها و آبادی های کشور فراهم کرد.
پس از ریاست جمهوری خاتمی؛ تحکیم وحدت از "فاز سکوت" پوست اندازی نمود و وارد بازی "فشار از پایین و چانه زنی از بالا"ی اصلاحات قرارگرفت تا جایی که "تئاتر چریک بازی های" 18 تیر78 در خیابان های تهران، اوج اعتقاد به سیاست "فشار از پایین" محمد خاتمی و تحکیم و بالتبع فاصله آن ها از نظام را برهمگان عیان ساخت.
پس از آن تحکیم مزد خوش خدمتی هایش به اصلاحات را طلب کرد و در مجلس ششم لیستی موازی با لیست واحد اصلاحات طراحی نمود. علی تاجرنیا(دانشجوی رشته دندانپزشکی و عضو تحکیم در دانشگاه علوم پزشکی مشهد)، فاطمه حقیقت جو عضو تحکیم در تهران و تعدادی دیگر اینگونه بر صندلی قوه مقننه تکیه زدند و پس از آن نوبت به سهم خواهی از دولت و وزارت رسید، و زمانی که خاتمی این میوه شیرین را برآنان ممنوعه ساخت، شعار "عبور از خاتمی" سردادند.
دانشجونماهایی که اگر به سواد و نمرات و مدارک دانشجوییشان نظری بیندازیم و آنرا در مخرج کسری قراردهیم که صورت آن کسر، کوهی از ادعا و نفسانیات قراردارد، نتیجه اش هر انسان منصفی را به تعجب وامی دارد. این همه ادعای رهبری جنبش دانشجویی و آنهمه دم زدن از مصایب و مسائل اجتماع در حالی که خروجی ای از کارشان متسفاد نگردد فی البداهه ما را به یاد این بیت جناب مولوی می اندازد که:
ماند احوالت بدان طرفه مگس
کو همی پنداشت خود را هست کس
و اینگونه بود که این بی هنران پرمدعا عرض خود بردند و فی النهایه زحمت نظام را هم کم نمودند و با کاتالیزور مجلس ششم و اجرای سکانس آخر این سناریو که خروج از حاکمیت بود هم به گندم و جو رسیدند(و در VOA و موسسات ضد انقلاب و کاخ سفید) رسیدند و هم در داخل پرده از چهره نفاق برداشتند.
با مروری بر فراز و فرود تحکیم بعنوان تنها یکی از تشکلهای دانشجویی کشور، این نکته باید مورد مداقه قرارگیرد که وقتی نفاق و نفسانیات فردی در عرصه سیاسی اجتماعی با تاریکخانه های لابیگر تشنه قدرت و بی هنران پرمدعا پیوند بخورد؛ النهایه سرنوشت محتومی جر راه طی شده مذکور نخواهد بود. به قول دوستی، "این تاریخ نیست که تکرار می شود، این ما هستیم که اشتباهات گذشته را مکررا تکرار می کنیم".
به گزارش همت به نقل از"صراط" - انتخابات شوراي مركزي و هيأت عالي نظارت سيزدهمين كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با حضور نمايندگان هيأت عالي نظارت اين اتحاديه و با حضور بيش از 20 دفتر اين تشكل در مورخه 1/5/89 برگزار شد.
انتخابات شوراي مركزي و هيأت عالي نظارت (سيزدهمين كنگره سراسري اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان) در اردوگاه شهید باهنر با حضور نمايندگان هيأت عالي نظارت اين اتحاديه برگزار شد.
شوراي جديد مركزي جامعه اسلامي دانشجويان به اين شرح است: محسن محمدی ، حامد تیموری، ناصرفرزان فر،امیر قربان پور،محمد پهلوان ، سید علی موسوی، خواهران هاجر ربیعی ، زهرا یاوری نژاد ، شمس الملوک پناهی
از سوي ديگر محمد رستمی ،ایوب توکلی ، جواد سمیعی پور، به عنوان هیات عالي نظارت انتخاب شدند.
اعضاي علي البدل شوراي مركزي : كمال خاني و ملازينل
اعضاي علي البدل هيئت نظارت : سيد ابوالفضل حسيني و محسن جعفري
"صراط" - در حالي كه روزنامه ايران و برخي از رسانه ها از انتخاب اعضاي جديد شوراي مركزي جامعه اسلامي دانشجويان خبر دادند خبرنگار صراط اطلاعات جديدي از غير قانوني بودن كنگره جامعه اسلامي دانشجويان و انتخاب اعضاي شوراي مركزي اين تشكل به دست آورد .
پیوند عمیق امت و امامت کشور را از خطرها نجات داد | ||
|
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به مناسبت سالگرد حماسه 22 خرداد بیانیه ای منتشر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است: درباره ما از جمله تشکل هایی که بر مبنای اهداف استراتژی اصول حزب جمهوری اسلامی پا
به عرصه وجود گذاشت جامعه اسلامی دانشجویان بود که مقداری از خواهران و
برادران و مسؤولان شاخه دانش آموزی حزب با کسب مجوزهای لازم برای حصول
مشروعیت آن را پی ریخته و طراحی نموده بودند و از سال 1368 پا به میدان
جدید فعالیت نهادند در نهایت پس از تلاش های اعضای شورا اولین کنگره انتخاب
اعضای شورای مرکزی در سال 1375 برگزار گردید. این کنگره با پیام رهبر معظم
انقلاب و سخنرانی رؤسای وقت قوای مقننه و قضائیه در تالار علامه امینی
دانشگاه تهران آغاز بکار نمود و پس از تصویب اساسنامه جامعه اسلامی
دانشجویان در 76 اصل و 46 تبصره و 25 نفر اعضای شورای مرکزی انتخاب شدند.
| ||
انتخابات جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاهفردوسی مشهد برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در انتخابات جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي که ديروز با حضور نمايندگان هيات نظارت دانشگاه و واحد تشکيلات اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان در محل اردوگاه شهيد هاشمينژاد مشهد برگزار شد، آقايان رحيمپور، شريعت احمدي، شاطرزاده، جهانگيري، دهقانيان، رشيدنژاد و رحماني و خانمها ظريفي، اوسطي، يعقوبپور و بادوست به عنوان اعضاي شوراي مركزي اين تشكل انتخاب شدند.
همچنين آقايان قمشه و حاجري و خانمها نصيري و موسوي به عنوان اعضاي عليالبدل شوراي مركزي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي فردوسي شناخته شدند.
محمد حسينزاده
صداقت در گفتار و اعمال مجرمانه و خلاف دين و اعتقادات مردم شرف دارد بر اينكه بخواهي به نام دين سخن بگويي و تيشه به ريشه دين بزني. اسلام تا زماني كه ابوسفيان كافر بود نگراني اي نداشت از اين ملعون، خطر آنجا آغاز شد كه ابوسفيان مسلمان شد و در لباس دين به مبارزه با اسلام آمد. خطر آنجا آغاز شد كه معاويه پيشنماز شد و از پيامبر اسلام حديث مي خواند بر بالاي منبر، خطر آنجا آغاز شد كه به جاي گوش دادن به سخنان علي(ع)، وصي پيامبر، سخن صحابه پيامبر و همسر پيامبر حرمت پيدا كرد، چون آن يكي يار غار بود، آن يكي حكم داشت از پيامبر، آن يكي از خانواده پيامبر بود ولي علي(ع) خانه نشين شد و زهرا(س) اطهر شهيد آن هم توسط سابقه داران اسلام و جانبازان و مدعيان خط پيامبر!
ظرف بيست سال گذشته حركتي خزنده در لباس دين عزم بر ريشه كردن دين از صحنه جامعه را كرد. به اسم روشنفكري ديني قرآن را ساخته افكار پيامبر دانستند و پيامبر را زميني نمو دند و ائمه را جايز الخطا. حالا ديگر اگر حسين بر عليه يزيد قيام كرده است و عاشورايي آفريده، دليلش انتقام بدر و حنين بوده كه بني اميه از بني هاشم گرفته، لذاست شهادت كه سلاح پيش برنده شيعه بوده است شد ابزار خشونت . حضرات روشنفكر كم كم به فكر انتقاد از امام زمان افتادند ، قوانين دين را در تضاد با حقوق بشر يافتند و در صدد اصلاح دين برآمدند. گفتند اصلاحات! و بساط افسادات را بنا كردند. اصلاحات كردند تا در لباس روحانيت با زنان دست بدهند، و خوش وبش بكنند، دين را به سخره بگيرند و عزاداري ها را زير سئوال ببرند. اصلاحات در ايران زاييده روشنفرمآبان غربزده و طفل نامشروع سكولاريسم و نفاق است.
جريان اصلاحات در كشور هيچ نداشته باشد دهاني دارد كه از كاه كوه مي سازد و کوه را کاه می کند و زمين را با آسمان مي دوزد و آسمان را به زمین و گرگ را ميش مي كند و ميش را گرگ. اگر از دماغ يكي از حضرات خون بيايد،72كشته از بغلش مي سازند و برايش مجلس ختم مي گيرند و آنچنان گريه و زاري به راه مي اندازند كه گويي يك اتوبوس از خويشانشان را در يك آن از دست داده اند. خوشمزه انجا كه در كنار نشريات و سايت هايي كه چون قارچ سبز مي شوند و شانتاژ هاي سياسي راه مي اندازند شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب و صهيونيستي هم با آنان اشك ماتم مي ريزند. نشريات جريان افسادات چه در سطح كشور و چه در دانشگاه ها هم اداره اشان قصه اي است براي خود. هر بار كه به خاطر توهين و هتاكي ها و اسائه ادب هاي آنها به ساحت دين و انقلاب يكي بسته مي شود فردا معلوم نيست چگونه ده تاي ديگر سر در مي آورد.
ناله ي بي پوليشان گوش فلك را پر كرده ولي به لطف از ما بهتران هر روز تيراژشان بالاتر مي رود. اسامي هيات تحرريه هم كه بصورت كاميوني به نشريه بعد منتقل مي شود و داد و بي داد راه مي اندازد كه آزادي بيان نيست. نشريه اي معروف بود كه با يك همجنس باز مصاحبه كرده بود و چون تعطيل شد اشكهاي تمساحي كه در غم ازادي بيان از اين جماعت ريخته مي شد ديدني بود!
خط امام شده است مضحكه دست آقايان. تا ديروز مي خواستند امام را به موزه تاريخ بسپارند امروز شده اند لات
جاي تعجب ندارد كه موسوي و رهنورد و كروبي به خاطر اعدام چند مفسد في الارض كه دستشان به خون مردم اين كشور آغشته است، گريبان دريده و سر بر ديوار بكوبند كه وا حقوق بشرا! كه اگر نگويند فردا از سمت كاخ سفيدِ اوباما، كه
گنجي ختم اصلاحات است و باز دست مريزاد به گنجي كه نقاب نفاق را برداشته و بي محابا منكر امام زمان مي شود. و مسلما به تبع آن منكر امام و انقلاب. اصلاحات دروغي بود كه ديگر امثال مهاجراني و گنجي و سروش هم خسته شده اند از نقاب ديني آن . و براي همين است شده اند مزدور بي بي سي تا با رقاصي براي انها چند صباحي ديگر نگهشان دارد در كشور اجنبي.
حناي اصلاحات سالياني است كه ديگر براي مردم رنگي ندارد و براي همين بود كه در انتخابات 88 بار ديگر با نقاب امام و انقلاب آمدند تا شايد مردم فريب بخورند به مانند خرداد 76 كه دولت كارگزارن با شعار سه سيد فاطمي دولت دو خرداد را به راه انداخت! براي همين است كه ديگر فتنه گران جرات ندارند پاي در محافل عمومي بگذارند و به گرفتن عكس در محافل خصوصي اكتفا مي كنند.
اين جنازه سالياني است كه به زور دروغ و ريا و نفاق سر و پا نگه داشته است. اگر ديروزي حجاريان گفت اصلاحات مرده است و براي اينكه خود گور آن را نكنده باشد گفت زنده باد اصلاحات ولي امروز بوي تعفن آن فقط براي آمريكايي ها و صهيونيست ها مطبوع است كه مردم در 9 دي اين تابوت را با جنازه متعفنش در هم شكستند و براي هميشه به زباله دان تاريخ سپردند!