بیانیه تحلیلی خانه فرهنگ و اندیشه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در آستانه یوم ا… روز قد

"بیانیه تحلیلی خانه فرهنگ و اندیشه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در آستانه یوم ا روز قدس"

 

" ...و لن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلاً "

...خدا هرگز برای کافران راهی (برای تسلط) بر مؤمنان ننهاده است

 

1- جنایات اخیر صهیونیستها در نوار غزه را همه ما دیدم و شنیدیم. حملات وحشیانه صهیونستها که با هدف نسل کشی هر چند سال یکبار تکرار می شود و هر بار هم با بایکوت خبری رسانه ها مواجه می شود، اینبار در فاجعه غزه شکل غیر قابل تحمل تری به خود گرفت و خاطرات تلخ سالهای 1361، 1372 و 1381 و کشتار هزاران نفر از مردم بی پناه فلسطین در اردوگاه های "صبرا" و "شتیلا" و قتل عام "جنین" و"قانا"  نیز موشک باران مناطق مسکونی جنوب لبنان در جنگ 33روزه سال 86 را زنده کرد.

نکته مهمی که فاجعه غزه را متمایز نمود، حمایت آشکار سران خائن عرب و نیز شیپورچیان دموکراسی خواهی و حقوق بشر از رژیم منحوس صهیونیستی و همکاری آنان، بخصوص مصر و عربستان سعودی بوده است. همه شاهد بودیم که تظاهرات معترضانه نسبت به کشتار مردم بی گناه غزه نه تنها در کشورهای اروپایی مدعی دموکراسی بلکه در کشورهای عربی و اسلامی چون عربستان، مصر و یمن سرکوب  گردید.

دنیای اسلام هرچند دیر ولی امروز به این نتیجه رسیده است که موج جدید بیداری اسلامی، باید از سوی روشنفکران دینی و مردمی هدایت و توسط ملت ها و نه دولت ها پیگیری شود. اگر سازمان کنفرانس اسلامی که برای حمایت از حقوق فلسطینیان ایجاد و پایه گذاری شده، امروز به داد مردم غزه نرسد، پس چه وقت اینکار را خواهد کرد؟!

2- دنياي ليبرال سرمايه‌داري غرب  براساس اصالت «سود و منفعت» شکل گرفته است، بر همين مبنا تحريم اقتصادي آنها توسط مسلمين، شاهرگ حياتي و پاشنه آشيل آنها، يعني سود اقتصادي را هدف قرار مي‌دهد. اما جای بسی تاسف است که شرکت های سرآمد به حمایت از اسرائیل چون "کوکاکولا" و "نستله"، پس از توقف چندین ساله فعالیتشان پس از انقلاب اسلامی، دوباره سر برآورده و با تبلیغات گسترده حتی رادیو تلویزیونی، سهم عظیمی از تجارت مواد غذایی را در ایران اسلامی به خود اختصاص داده اند.

آیا اهدای جایزه معروف «جوبیلی» (Jubilee Award)  به این دو شرکت، که از سوی رژیم اشغالگر قدس به بزرگترین شرکت‌های تامین کننده اقتصاد اسرائیل اعطا می شود، نشانه کافی برای تحریم کوکاکولا و نستله نیست؟!

واریز مبلغ 6/14 میلیون دلار به صندوق غرامت هلوکاست(سال 2000م)، مالکیت 1/50 درصد سهام شرکت Osem(1996م) (از بزرگترین شرکت‌های غذایی اسرائیل),دریافت سالانه 24 میلیون دلار به ازای سرمایه‌گذاری در اسرائیل از سوی ایالات متحده، دارا بودن‪ ۴۰۰۰پرسنل شاغل در بیش از ‪ ۱۰شعبه اصلی در سرزمین های اشغالی، صهیونیستی بودن شرکت نستله را برای آقایان مسجل نکرده است که رییس سازمان بازرسی کل کشور می گوید: " به مطلبی نرسیدیم که ثابت شود این شرکت وابستگی خاصی دارد. فعالیت شرکت نستله در ایران قانونی است و هیچ منعی ندارد."(خبرگزاری مهر)؟!  طنز موجود در این مطلب این است که اگر این نستله، آن نستله نیست، پس چیست؟!

آیا خرید کارخانه شرابسازی تیور(Tavor) از سوی کوکاکولا در اسرائیل (سال 1385)،ایجاد یک مجتمع تولیدی در سرزمینهای اشغالی جهت به کارگیری 700 صهیونیست(سال 1381)، مورد تشویق قرار گرفتن از سوی هیات اقتصادی اسرائیل به پاس 30 سال پشتیبانی از این رژیم(1356) دلایل کافی برای صهیونیستی بودن این شرکت نیست؟!(منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی)آیا تبلیغات موهن کوکاکولا و به نمایش کشیدن مسلمین نمازگزار در حالت سجده به شکل شیشه های نوشابه، و نیز تبلیغاتی با تصاویر قدس شریف که روی آن صریحا درج شده «با خوردن این نوشابه شما جزو حامیان اسرائیل به شمار میروید.»(منبع: خبرگزاری مهر) نشانی جز دشمنی با مسلمانان از سوی این شرکت دارد؟!

سخنان مدیر شرکت خوشگوار ایران(نماینده کوکاکولای آمریکا) در اینباره شنیدنی است که گفته: «بازار فروش ما وابسته به همین نام است و نمی توانیم آنرا حذف کنیم!»(منبع: خبرگزاری مهر) و چه تاسفی از این بالاتر؟! یا مسئول فروش نمایندگی نستله در ایران که اظهار داشته :« موضوع صهیونیستی بودن این شرکت برای جلوگیری از فعالیت آن در ایران مطرح می شود اما واقعیت چیز دیگری است و نستله یک شرکت سوئیسی است»(منبع:ایرنا) و مدیر روابط عمومى این شرکت در سوییس، بعد از تجمع سال 1385 مقابل مجلس شوراى اسلامى در اعتراض به حضور شرکت صهیونیستى نستله در ایران بدون تکذیب رابطه‏شان با رژیم صهیونیستى، با حالت تحقیرآمیزى ‏تهدید به اخراج کارگرانش کرده بود، گویى هنوز متوجه نشده‏اند که زمان شاه و حکومت‏هاى دست‏نشانده غرب در این مملکت به سر آمده است!

مهرماه 1385 ، وزیر امورخارجه طی حضور خود در مجلس،  7 مجلد از جديدترين گزارشات شركت‌هاي اسرائيلي را به مجلس ارائه نمود.(منبع: ایسنا) حال سوال اینجاست که پس از گذشت بیش از سه سال، نمایندگان دو دوره هفتم و هشتم، چه حرکتی در این خصوص انجام داده اند؟!

چگونه است که پس از تصویب قوانینی در سال های 69 ، 71 ، 84 و 85 در این رابطه در مجلس، هنوز این دو شرکت سرآمد مشغول فعالیت گسترده هستند و حتی پس از گذشت 18 سال از تصمیم شهرداری مشهد طبق تبصره 20 ماده 55 قانون شهرداری ها مبنی بر خروج کارخانه کوکاکولا از داخل شهر، و با تلاشهای استانداری، فرمانداری، شورای شهر و شهرداری و با وجود پرداخت صدها میلیون تومان، واگذاری زمین در شهرک صنعتی، ایجاد ضرب الاجل های فراوان، تعهدات کتبی مدیر کارخانه، اعتراضات گسترده مردمی و تشکیل دادگاه، هنوز به گردن کشی در برابر مردم و مسئولین ادامه داده و مکان کارخانه را به انبار تغییر داده است؟!

با عملي شدن مبارزه و تحريم اقتصادي کالاهاي صهيونيستی، ملت‌ها قدرت و کارايي خود را در جريان مبارزه احساس مي‌کنند، چرا که ملت متوجه مي‌شودکه مي‌تواند با تحريم اين کالاها و شرکت‌ها به طور عملي وارد عرصه مبارزه با صهيونيسم شود. سابقه تاريخي تحريم تنباکو و کمپاني انگليسي "رژي" با فتواي مرحوم ميرزاي شيرازي نيز نشان داد که نقش مرجعيت و مردم در مبارزه با استعمار اهميت فراواني دارد.

اما مردم معتقد ایران حالا به خاطر ضعف اطلاع رسانی و عملکرد عجیب و دور از انتظار صدا و سیما در تبلیغ این محصولات غیر ضروری از تحریم این محصولات مرتبط با اسرائیل از سوی مراجع عظام تقلید چون حضرت امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب(دام ظله) و حضرات آیات سیستانی، فاضل لنکرانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، و صافی گلپایگانی ناآگاهند!

و اما آن عده از مردم که با اطلاع رسانی نهادهای مردمی و دانشجویی از صهیونیستی بودن این کالا ها آگاه شده، اما با مشاهده بی توجهی حکومت به آن، سهل انگارانه آنها را مصرف می کنند، بی شک تاثیر آن ایجاد بی تفاوتی نسبت به مساله فلسطین در آنها خواهد بود!

"خانه فرهنگ و اندیشه" و "دفتر مرکزی" جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد ، ضمن قدردانی از مواضع شجاعانه رئیس جمهور محترم و توجه مجلس اصولگرا به مساله فلسطین، مراتب اعتراض خود را به سهل انگاری های مبهم آن ها در راستای تحریم عملی و اقتصادی جانیان بین المللی ابراز داشته و اعلام می داریم که خواستار تحریم رسمی کالاهای شرکت های حامی اسرائیل توسط دولت و مجلس و عدم پخش تبلیغات تلویزیونی آنها از صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشیم.

3- هنوز یادمان نرفته که شیادانی که در داخل با نام حقوق بشر و آزادی ارتزاق می کنند در جریان قتل عام غزه چگونه در سر سفره خونخواری و جنایات اسراییل هم کاسه بودند! هنوز بیانیه وقیحانه گروهک غیرقانونی علامه تحکیم وحشت از اذهان ملت ایران پاک نشده است!

 مردم ایران، که به حق در طول دوره های مبارزات مردمی فلسطین علیه دولت اشغالگر قدس، بزرگترین پشتیبان و حامی آنان بوده اند، همچنان در این سنگر محکم ایستاده اند و آماده جانبازی برای آزادی فلسطین و محو غده سرطانی اسرائیل از نقشه جهان می باشند، واقعیتی که دانشجویان در ایام محاصره غزه، با ثبت نام چند ده هزار نفری برای شرکت در عملیات استشهادی در سرزمین های اشغالی و تحصن های شبانه روزی در فرودگاه ها برای اعزام به غزه، عزم راسخ خود را بر این مهم نشان دادند.

 این بار نیز در آستانه روز جهانی قدس با دعوت از مردم مومن و روزه دار ایران اسلامی اعلام می نماییم تا همچون گذشته با حضور خود به دعوت مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) لبیک گفته و با حضور حداکثری خود در راهپیمایی با شکوه و دشمن شکن روز قدس چشم فتنه گران را کور نموده و بینی غرب زدگان خودباخته را به خاک بمالیم.

دفتر رييس جمهور شکايت از صانعي را تاييد کرد

يک منبع مطلع در دفتر رييس جمهور در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا اظهار داشت: در پي سخنراني آقاي صانعي در يکي از مجالس خود عليه رييس‌جمهوري، دفتر حقوقي رياست‌جمهوري، شکايتي را عليه وي تنظيم کرده است.
به گفته وي اين شکايت به دادگاه ويژه روحانيت تقديم مي شود.
يادآور مي شود، صانعي چندي پيش در يکي از سخنراني هاي مجالس خود در گلستان سخناني را مطرح کرد که ايراد توهين و افترا به رييس جمهور تلقي مي شود.

ناگفته هاي سردار علي فضلي از فتنه هاي پس از انتخابات رياست جمهوري

ناگفته هاي سردار علي فضلي از فتنه هاي پس از انتخابات رياست جمهوري
سردار علي فضلي جمعه شب در يادواره 124 شهيد شهر اشتهارد ، به بررسي فتنه‌اي پرداخت که پس از انتخابات رياست جمهوري در کشورمان اتفاق افتاد و ناگفته هاي خود را در همين موضوع بيان کرد.
به گزارش ايرنا فرمانده سپاه سيدالشهدا استان تهران با بيان اين که حادثه بزرگ و بي بديلي در دهه چهارم انقلاب رخ داد، تصريح کرد: حادثه‌اي که شبيه آن را جز در دوران مقدس دفاع سراغ نداريم. حتي حادثه تير 78 هم ابعادش کوچک‌تر از اين حادثه بود. وقتي به دنبال واژگان مي‌گرديم، در ميان نيروهاي نظامي واژگاني مصطلح است که به آن اقدام عليه امنيت، اغتشاش و آشوب گفته مي‌شود. اما در دو حادثه فراتر از اين را از زبان نائب امام زمان شنيدم. يکي حادثه‌اي که در سال 73 در قزوين به علت بي‌تدبيري برخي مسئولين رخ داد که مولاي ما فرمودند فتنه‌اي در آنجا رخ داده است، ديگري همين حادثه اخيري است که يک براندازي نرم فرهنگي در دستور کار يک دهه اخير مستکبرين بوده است.

فضلي با اشاره به اين که پياده شدن انقلاب مخملي و انقلاب رنگي در کشورها از لحاظ نتيجه سه‌گانه بوده است، گفت: برخي کشورها در اين زمينه به پيروزيهايي رسيده بودند، از جمله اوکراين و گرجستان. در 4 يا 5 کشور هم با شکست مواجه شده بودند از جمله ايران اسلامي و بالاخره در 8 يا 9 کشور هم مصالحه‌اي با قدرت‌ها صورت گرفت و موضوع به پايان رسيد.
وي ادامه داد: اما در اين حادثه که حداقل 3 يا 4 سال براي آن کارهاي ساختاري و جلسات نهان و آشکاري تشکيل شده است، مي‌شود الگوي براندازي بنياد سورس که بنيانگذار براندازي نرم و فرهنگي در دنياست را پيگيري کرد. آنها آمدند در کشور ما رخنه کردند، عناصري از جبهه اصلاحات را با خودشان همراه کردند و پس از آن بود که گروه‌ها و سازمان‌هايي را خواسته يا ناخواسته با خود همراه کردند. اين عمليات به گونه‌اي است که تنها در مقاطع انتخابات، اين رفتار انقلاب گونه تنها با بهانه انتخاباتي قابل اجراست که در کشور ما اين فرآيند بنا شد که در انتخابات دهم رياست جمهوري اجرايي شود.

سازماندهي چهار لشکر انساني با هدف انقلاب مخملي
سردار فضلي با اشاره به سازماندهي چهار لشکر انساني با هدف انقلاب مخملي در ايران، ادامه داد: يک بخش در قالب سازمان رأي در چندين لايه و يک مغز متفکر فکري، لايه‌هاي بعد هم کارگروه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، امنيتي، سياسي و غيره بودند. همچنين سازماندهي بيش از 20 کارگروه را برنامه‌ريزي کردند، گروه هاي دانش‌آموزي، دانشجويي، زنان، کارگران، کشاورزان، دامداران، کارمندان، همه و همه را در اين سازماندهي جاي دادند. در اين سازماندهي نيروي انساني که قالب‌هاي مختلفي دارد، بايد چند اقدام برجسته را انجام مي‌دادند، اولين اقدام اين بود که گفته شود هم دولت مستقر دروغگو است و هم رئيس آن.
وي همچنين با بيان اين که دومين اقدام در اين راستا اعلام در راه بودن تخلفي بزرگ در اسفند سال 87 بود، ادامه داد: اسفندماه تا 22 خرداد خيلي راه است، اين تخلف بزرگ را شما از کجا گفتيد؟ اساساً آيا اين تخلف بزرگ ممکن است؟ چند دولت در اختيار شما بوده است، اگر در دولت‌هاي شما تخلف ممکن بوده است، امروز هم ممکن است. سپس گفتند که براي صيانت از آراي مردم، هيأتي بايد تشکيل شود؛ اگر پيروز شديم که هيچ، اگر پيروز نشديم، فراخوان جمعيت يک ميليون نفري را که در برآورد آنها بوده است، به محل وزارت کشور مي‌رسانيم و صيانت از آرا را در آنجا عملياتي مي‌کنيم. بعد اگر پيروز نشديم، ابطال انتخابات را خواستار مي‌شويم. ابطال انتخابات و کوتاه آمدن نظام از چارچوب قانون، يعني عدم مشروعيت دولت در برگزاري انتخابات که در نتيجه غربي‌ها بايد بيايند انتخابات برگزار کنند، سازوکار ما مشروعيت برگزاري انتخابات ندارد.
سردار فضلي انتخابات دهم رياست جمهوري را با حضور 40 ميليوني مردم، امن‌ترين و آرام‌ترين انتخابات 30 سال گذشته ارزيابي کرد و ادامه داد: هيچ حادثه‌اي در انتخابات صورت نگرفت، هنوز مردم مشغول رأي دادن هستند که برخي به آقاي موسوي تبريک مي‌گويند. ساعت‌هاي پايان انتخابات است که آقاي موسوي هم اعلام مي‌کند که من برنده انتخابات هستم و آن هم با يک فاصله بسيار زياد. لذا من رئيس جمهور هستم.
محاصره وزارت کشور آغاز لشکرکشي خياباني
وي با بيان اين که اين جزيي از سناريو است، تصريح کرد: اگر اين مراحل انجام نشود، چگونه برنامه محاصره وزارت کشور را اجرا کنند؟ چگونه حوادث بعدي که نهايتاً منتهي به اغتشاش مي‌شود را سامان دهند؟ لذا درخواست جشن پيروزي مي‌کنند.
وي همچنين با اشاره به حضور در مقابل وزارت کشور و لشکرکشي‌‌هاي خياباني با هدايت رسانه‌هاي ماهواره‌اي، افزود: مرحله بعد رفتار آنان سازماندهي سازمان رأيي که قريب به 300 هزار نفر را در بر مي‌گيرد، بود. اعضاي اين سازمان رأي آموزش ديدند و سران‌شان هم در خارج از کشور آموزش براندازي نرم را ديده بودند و با گروه‌هايي با هدف براندازي نظام گره خوردند. سازمان مجاهدين انقلاب که بسياري از عناصر اصلي آن در زندان هستند، حزب کارگزاران، حزب مشارکت، جبهه ملي، نهضت آزادي، دفتر تحکيم وحدت، مجمع روحانيون و هم بدنه اصلاحات در کنار هم تجميع شدند تا در مقابل نظام اسلامي، سناريوي خودشان را اجرا کنند، لذا از روز شنبه بعد از انتخابات لشکرکشي خياباني آغاز شد.
آغاز پروژه با حمله به دانشگاه‌ها
سردار فضلي در ادامه با تشريح پروژه اغتشاشاگران براي دانشگاه‌ها تصريح کرد: از دانشگاه‌ها شروع کردند. اول از همه از کرج آغاز شد. فرزندان عزيز مردم که در ايام امتحان مشغول امتحان دادن در دانشگاه آزاد بودند، گروهي آمدند و روي پله‌هاي فلزي ورودي سالن امتحان با پايکوبي و سرو صدا و ايجاد وحشت، وارد سالن امتحانات شدند و گفتند که يا برگه‌هاي امتحاني را پاره کنيد يا ما آنها را پاره مي‌کنيم. بچه‌هاي من و شما را تهديد کردند، شيشه‌ها را شکستند، سپس بيرون ريختند. اما برنامه بر اساس سناريو بايد به پيش مي‌رفت. روز شنبه بود و اخبار متعددي از سطح شهر و استان تهران به گوش مي‌رسيد.
فرمانده سپاه سيدالشهدا استان تهران ادامه داد: در تماس با استانداري تهران، درخواست برگزاري اضطراري جلسه شوراي تأمين استان تهران را کردم تا وضعيت را بررسي کنيم و پيش از آن که اتفاقي بيفتد، اقدام لازم را انجام دهيم. ساعت 8 شب خبر دادند که جلسه شوراي تأمين در خيابان ايرانشهر برگزار است. ما که در آماده‌باش بوديم، به سمت محل جلسه عازم شديم. به ميدان انقلاب که رسيديم، از دور ديديم که دود و آتش خيابان انقلاب را در بر گرفته است. وقتي نزديک‌تر شديم، ديديم که بسياري از سطل‌هاي زباله را به آتش کشيده‌اند. موکت‌هاي صحن نماز جمعه تهران را به آتش کشيده‌اند، درگيري آغاز شده است، از هر مسير و تقاطعي که مي‌خواستيم برويم، راه بسته بود. عاقبت پس از يک مسير طولاني به محل جلسه رسيديم و ديديم که اتفاقاً موضوع بحث ورود برادران نيروي انتظامي به کوي دانشگاه است. من به سردار رجب‌زاده، فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ، عرض کردم که برادر رجب زاده، ـ چون ايشان هم در 10 سال پيش در حادثه کوي دانشگاه، فرمانده يگان ويژه بودند- مراقب باشيد. اين فتنه‌گرها چه بسا براي به چالش کشيدن نظام اسلام توطئه‌هايي در سر داشته باشند. ايشان گفت که رئيس دانشگاه تهران درخواست کرده و به من دستور داده شده است. هنگامي که رسيدم، ديدم که در کوي دانشگاه تهران، موتورها دارند وارد مي‌شوند و آتش‌هاي گله گله در کوي شعله‌ور است. خبر رسيد که گروهي از روي نرده‌ها با لباس شخصي وارد کوي شده‌اند و برخي از آنها با شعار يازهرا سلام الله عليها، به عناصر داخل کوي حمله‌ور شده‌اند.

کدام بسيجي با شعار يازهرا(س) حمله مي‌کند؟
وي افزود: به فرمانده بسيج تهران، برادر سردار عراقي عرض کردم، برادر شما نيروهاي بسيج را اعزام کرده‌ايد، فرمود نخير. هنوز نه نيروي انتظامي از من درخواست کرده و نه اعزامي از بسيج صورت گرفته است. کدام بسيجي با شعار يا زهرا سلام الله عليها حمله مي‌کند؟ کدام بسيجي از روي نرده‌ها بالا رفته است؟ اسم آنها را اگر سراغ داريد، اعلام کنيد. بعداً از زبان مسئول دانشگاه تهران و مسئول حراست وزارت علوم و خوابگاه دانشگاه تهران، در جلسه هفته بعد شوراي تأمين استان تهران شنيدم، قبل از آن که نيروي انتظامي وارد شود به کوي دانشگاه، قريب به 120 ميليون تومان خسارت رسانده بوده و سنگربندي کرده بودند، آتش‌سوزي زيادي به راه انداخته بودند و سنگ بسياري را زده بودند و اساساً به دنبال اين که چالش براي نظام ايجاد کنند. چرا؟ چون در شعار اصلاحات بود که اصلاحات خون نياز دارد و آنها به دنبال اين بودند که چند نفري کشته و زخمي روي دست نظام بگذارند و بر اين اساس نظام را با يک چالش مد نظرشان مواجه کنند. حمله به ساختمان سبحان هم از همين قبيل است که ناخواسته از تريبون مجلس موضوع حمله به کوي دانشگاه و ساختمان سبحان اعلام شد و بيشتر تلاش اين بود که اين حوادث را به بسيج مرتبط کنند.

اصل فتنه چيزي کمتر از حذف رهبري نبود
فرمانده سپاه سيدالشهدا استان تهران با بيان اين که اصل فتنه و اصل براندازي نرمي که چند سال براي آن برنامه‌ريزي کرده بودند، چيزي کمتر از حذف رهبري نبود، تصريح کرد: هدف حداقلي آنها کاهش اختيارات رهبري بود، آنها براي اين حرکت زيرکانه خودشان، با شعارهايي وارد شدند که در آينده نزديک و با روشنگري که براي مردم عزيزمان صورت خواهد گرفت، مصاديق آنها را بيان خواهيم کرد.

وي ادامه داد: يکشنبه پس از انتخابات هم همان حوادث پيگيري شد و روز دوشنبه با فراخواني که زده شد، بنا داشتند از نجابت مردم ما سوءاستفاده بکنند و به بهانه 13 ميليوني که به آقاي موسوي رأي داده‌اند، آنها را به خيابان‌ها بکشند، اما مردم نجيب و بصير ما مراقبت کردند. گروهي آمد که رأي ما چه شده است؟ ولي گروه ديگري اساساً با سازماندهي و همراهمي قبلي آمده بود. تظاهرات غيرقانوني را در حدفاصل ميدان فردوسي تا ميدان انقلاب انجام دادند و سخنراني آقاي موسوي در ميان جمعيت و هدايت جمعيت به سمت ميدان آزادي و در خيابان آزادي هم آرام آرام به خشونت کشيده شد. اسناد و مدارکي داريم که گروهي به اراذل و اوباش پول داده بودند که چاقو بکشند، قمه بکشند، رعب و وحشت ايجاد کنند و عاقبت آن کردند که در باطن و اراده آنها بود.
سردار فضلي با اشاره به ابعاد آشوب‌ها گفت: حمله به بانک‌ها شروع شد، آن روز تعداد زيادي سطل زباله را در 63 نقطه تهران به آتش کشيدند. نقاط مختلفي را تهديد کردند، اتوبوس‌ها را آتش زدند، حمله به ناحيه مقداد سپاه را در خيابان آزادي انجام دادند، هزاران سنگ زدند، اما بچه‌ها خويشتنداري کردند. به بسيج کارگري در حوالي ميدان آزادي حمله کردند، آنها هم باز خويشتنداري کردند، عاقبت به يک حوزه مقاومت حمله کردند، کار را به جايي رساندند که چند بسيجي و دو تا سرباز که مسئوليت دفاع از آنجا را برعهده دارند، سربازان التماس مي‌کنند که به حوزه ما حمله نکنيد، به ما اضافه خدمت مي‌خورد. اما يک گروه پيشقراول 25 نفره که عناصري از آنها دستگير شده‌اند، جمعيت را به آن سمت مي‌کشند و به حوزه 117 بسيج حمله مي‌کنند. قريب 70 کوکتل مولوتف و ده‌ها هزار سنگ سمت اين حوزه پرتاب مي‌شود. خودروها و حوزه را به آتش مي‌کشند. اين بچه‌ها ناگزير مي‌شوند به بالاي پشت بام بروند. به آنها تيراندازي مي‌کنند. اين بچه‌ها، فرزندان اين امت از نيروي انتظامي کمک مي‌خواهند، چون مسئوليت با آنها بوده، تا نيروي انتظامي برسد، آنها به حوزه حمله مي‌کنند.

آرزوي "اصلاحات خون مي‌خواهد" را محقق کردند
وي ادامه داد: بر اساس فيلم‌هايي که از دوربين‌هاي خودشان ثبت و ضبط شده است، کسي که به حوزه حمله مي‌کند از پشت تير مي‌خورد، در حالي که اگر قرار بود تير به اينها بخورد، از جلو و از سمت حوزه بايد به او تير مي‌خورد. آن روز چند نفري در مقابل آن حوزه و چند نفري در نقاط ديگر شهر کشته مي‌شوند. 8 يا 9 کشته روي دست نظام مي‌گذارند. همان آرزويي که داشتند مبني بر اين که اصلاحات خون مي‌خواهد، محقق شد و آنها خونسرد نظاره مي‌کنند که با حرکت نفاق‌گونه‌شان نظام مقتدر اسلامي را به چالش بکشانند.

سردار فضلي همچنين با اشاره به اين که در روزهاي سه‌شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه پس از انتخابات آنچه در فرماندهي آشوب اعلام مي‌شد، عيناً در خيابان‌ها پياده مي‌کردند، ادامه داد: يک جايي گفتند سکوت، سکوت کردند، يک جايي گفتند چسب بر دهانتان بچسبانيد، چسب زدند، سرفرماندهي، فتنه را از طريق ماهواره‌اي که در اختيار آنها بود، ساماندهي مي‌کردند. تصور باطل آنها اين بود که کار نظام تمام شده است، غافل از اين که مدافعان از انقلاب پشت صحنه آماده و گوش به فرمانند.

وي همچنين با اشاره به سخنراني رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه پس از انتخابات تصريح کرد: تصور اين بود که بعد از سخنراني ايشان، اگر سران فتنه ناآگاه بوده‌اند، بازگردند اما مشخص شد تضاد آنها با انقلاب فراتر از اينها بوده و بحث مقابله با نظام اسلامي و رهبري نظام اسلامي است. در روز شنبه 30 خرداد، انتظار مي‌رفت که اقدامات تخريبي و خياباني وجود نداشته باشد. اما سران فتنه در انتظار به چالش کشيدن نظام بودند، اما آن روز لشکر قشون آنها کاهش پيدا کرده بود. اين بار برادران نيروي انتظامي و بسيج در کنار هم حضور پيدا کردند تا آشوبگران از اقدامات تخريبي چشم بپوشند اما آنها دستور خود را گرفته بودند. از مقابل سازمان حج و زيارت درخيابان آزادي تا ميدان فردوسي از ساعت سه بعد از ظهر به بعد از پنج جهت تا ساعت 4 هم درگيري‌ها شروع شد و به اوج خودش رسيد.

وي افزود: اين بار هم به همه مراکز عمومي و دولتي حمله‌ور شده بودند. تأمين امنيت در تهران در روز سي‌ام بسيار حساس بود چرا که مشخص شد منافقين و پژاک هم عناصر مسلحي را درون جمعيت آورده‌اند و تيراندازي در نقاط مختلفي آغاز شد. فرصت‌هايي به آنها داده شد اما آنها چون از فتنه‌گري دست برنمي‌داشتند، ناگزير به دستگيري و برخورد با سران آنها شديم. وقتي بعضي از آنها دستگير شدند، فتنه هم آرام آرام از شرايط خياباني و ميداني خارج شد اما آنها حتي تا به امروز دست‌بردار نبودند.
سردار فضلي با بيان اين که يک کانون فتنه که شبيه اش را در صدر اسلام هم سراغ نداريم، از هر اقدامي براي مقابله با نظام استفاده مي‌کرد، به برنامه‌هاي آنها براي 18 تير، مراسم تنفيذ و تحليف، چهلم کشته شدگان و... اشاره کرد و ادامه داد: بسته‌هايي آوردند و از آنها استفاده کردند، از جمله در ماجراي کشته شدن خانم آقاسلطان؛ در حالي که در آن خيابان اصلاً درگيري وجود نداشت اما صحنه کشته شدن آن خانم را يک فيلمبردار کاملاً حرفه‌اي انجام مي‌دهد و عناصري در آن محل تلاش مي‌کنند تا بچه‌هاي بسيج را به دام بکشانند و اگر مي‌توانستند يک فيلم از يک رزمنده در آن صحنه داشتند، مي‌ديديد که اين فتنه‌گران چه برنامه‌اي را پياده مي‌کردند.

بيانيه‌هاي موسوي، قلم‌فرسايي نفاق به امضاي او
وي با تأکيد بر اين که از هر حربه‌اي استفاده مي‌کردند، اظهار کرد: به بيانيه‌هاي يکي پس از ديگري آقاي ميرحسين موسوي دقت کنيد، آخرين آنها چند روز گذشته منتشر شده است. شما مي‌بينيد نفاق قلم‌فرسايي کرده است، به خط نوشته‌ ديگران به امضاي ايشان.
وي گفت: ميدان را براي اهداف دشمن در اين کشور فراهم کردند، امريکايي‌ها و انگليس‌ها، ايتاليايي‌ها ، فرانسوي‌ها و آلماني‌ها، عريان به ميدان آمدند، چه ربطي به آنها دارد که سفارتخانه‌هاي خود را براي پناه دادن به اين عناصر باز مي‌کنند؟ براي اين که اين جبهه اصلاحات به آنها گفته است که کار تمام است، دير بياييد ضرر کرده‌ايد.

فرمانده سپاه سيدالشهداي استان تهران با اشاره به اين که فرزندان اين ملت توفيق بازگشت امنيت دوباره را به ام‌القراي جهان اسلام پيدا کردند، تأکيد کرد: همه آمدند تا اين چهره نفاق را با بصيرت خودشان عيان کنند. البته در اين ميان گروهي هم مردود شدند. به فرموده رهبر معظم انقلاب گروهي از نخبگان، اهل علم و گروهي از سياسيون هم مردود شدند. خوشا به حال بسيجي‌ها که با درک، با بصيرت از اين شرايط و فتنه، در دفاع از انقلاب و دفاع از بيانات و فرمايشات رهبري سينه سپر کردند. بدا به حال کساني که متوجه اين فتنه به صورت عميق نشده‌اند و هنوز اهداف ديگري در سر دارند.
سردار فضلي با تأکيد بر هوشياري دانشجويان براي جلوگيري از سوء استفاده فتنه‌گران در آستانه افتتاح دانشگاه‌ها تصريح کرد: نفاق اينها همچنان ادامه دارد، از روشنگري فرمانده محترم سپاه، آنها به هراس افتاده‌اند. هجمه‌ها و شکايت‌ها را هم نگاه کنيد. ما هيچ ترديدي در دفاع از اسلام و انقلاب و رهبري نداريم و تا آخرين قطره خونمان هم در اين مسير ايستاده‌ايم.

رونويسي "ابوالفضل فاتح" از روي دست "مسعود بهنود" عليه ايرنا

 
ابوالفضل فاتح روز شنبه با ارسال مطلبي به يک سايت اينترنتي ضد دولت ، مطالبي را عليه خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا) اظهار داشت که روز جمعه مسعود بهنود مشابه همين مطالب را عليه ايرنا در وبلاگ خود نگاشته بود.
 پس از آنکه "خبرنامه دانشجويان ايران" خبري را در خصوص ديدار ابوالفضل فاتح با مهدي هاشمي رفسنجاني منتشر نمود و اين خبر در ستون زمزمه ايرنا که معمولا به بازتاب اخبار مهم ساير پايگاههاي اينترنتي مي پردازد نيز انتشار يافت ، ابوالفضل فاتح روز شنبه 21 شهريور با ارسال يادداشتي به يک سايت اينترنتي ضد دولت ، مطالبي را عليه ايرنا بيان داشت.نکته جالب توجه در يادداشت ابوالفضل فاتح آن است که وي مطالب خود عليه ايرنا را از مطلب مسعود بهنود که روز جمعه 20 شهريور نگاشته شده بود ،رونويسي کرد.
ابوالفضل فاتح در مطلب خود که روز شنبه عليه ايرنا نوشت ، اين خبرگزاري را با رسانه هاي شوروي سابق مقايسه کرد که گمراه کردن مسئولان بخشي از رسالت آن است . فاتح در همين رابطه نوشت:"افسوس رسانه اي چون ايرنا ...اين گونه رسانه ها، يادآور رسانه هايي چون در شوروي سابق هستند که رسالتشان را گمراه کردن مسوولان مي دانند."
ابوالفضل فاتح در شرايطي روز شنبه ايرنا را با رسانه هاي شوروي سابق مقايسه مي کند و مدعي مي شود که هدف ايرنا گمراه کردن مسئولين است که عينا همين موضوع يک روز قبل در وبلاگ مسعود بهنود منتشر شده بود.مسعود بهنود روز جمعه 20 شهريور در وبلاگ خود عليه ايرنا نوشت:"در شوروي سابق از مديران خبرگزاري ها و خبرنگاران خبرگزاري رسمي شوروي و روزنامه هاي ايزوستيا و پرودا مي پرسيدند چرا عين هم مي نويسند و فاش مي شد که آن ها جز اين کاري نمي دانند متحدالمال هائي بيرون مي آمد که فقط و فقط سران حزب را گول مي زد .اين مقالات دستوري نمونه اش را در خبرگزاري جمهوري اسلامي خواندم ."
تکرار مطالب مسعود بهنود توسط ابوالفضل فاتح عليه ايرنا آنهم به فاصله يک روز ، يادآور رفتار روزنامه هاي زنجيره اي است که يک محور خبري يا تحليلي در اتاق فکر مطبوعات زنجيره اي به تصويب مي رسيد و به صورت همزمان توسط چند نويسنده مختلف در ستونهاي مطبوعات منتشر مي شد.
ابوالفضل فاتح در شرايطي همراه با مسعود بهنود ايرنا را به مشابهت با رسانه هاي شوروي سابق متهم مي کند که تکذيبيه وي در خصوص خبر مورد اشاره در ستون زمزمه درج شده بود.
مسعود بهنود نيز مانند ابوالفضل فاتح در انگليس اقامت دارد.بهنود از همکاران رسمي بي بي سي فارسي است.

سفر آقازاده آشوبگر به 4 كشور خارجی

 

آقازاده آشوبگر مشهور در ایام پس از انتخابات ریاست جمهوری به 4 كشور خارجی مسافرت كرده است.

 «مهدی هاشمی» که خواهرش در روز دستگیری با خانواده و زن داداش مهدی و حسین مرعشی از شمال تهرون رفتند میدون آزادی ساندویچ بخورند(بقول حاج آقا) پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اغتشاشات زنجیره ای 4 سفرخارجی به کشورهای «کویت»،«عربستان»،«روسیه» و«انگلیس» داشته ونهایتا" در لندن ماندگار شده است.

منابع آگاه معتقدند بررسی ابعاد مختلف سفرهای این آقازاده ، کلید رمز بسیاری از اتفاقات بوجود آمده طی ماه های گذشته می باشد.

بني صدر صددرصد موسوي چند درصد؟


اصلاح طلب و اصولگرا بودن ميرحسين موسوي به تاييد عضو مركزيت گروهك تروريستي منافقين رسيد! حسين باقرزاده با تاكيد بر اينكه ميرحسين موسوي اصولگرا و اصلاح طلب واقعي است، نوشت: بسياري از خواسته هاي موسوي با خواست هاي اپوزيسيون سكولار همخواني دارد و اپوزيسيون براين اساس مي تواند پيمان همكاري با موسوي ببندد.
عضو گروهك منافقين در سايت ايران امروز مي نويسد: بسياري از اصلاح طلبان و تحول خواهان كه حول آقاي كروبي جمع شده بودند، قبل از انتخابات، از موسوي به عنوان كانديداي نظام ياد مي كردند اما من در جمع كوچكي گفتم كه چنين نيست و او اگر پيروز شود، در مقابل نظام خواهد ايستاد. شخصيت واقعي او در چند هفته پيش از انتخابات و تحولات پس از آن بروز كرد.
وي همچنين مي نويسد: پافشاري موسوي باعث شده اصلاح طلبان ديگر هم كم و بيش بر روي اصول پافشاري كنند. البته او نيز مانند ساير اصلاح طلبان در اين توهم به سر مي برد كه مي توان از طريق تغيير در قانون اساسي، به هدف دست يافت. مهم نيست كه آقاي موسوي سددرسد ]صددرصد!![ درست بيانديشد. اكنون او با بيانيه 11 آرمان هاي خود را مطرح كرده و بسياري از اين آرمان ها با خواست هاي اپوزيسيون سكولار همخواني دارد و اين امر راه را براي نزديكي اين نيروها به يكديگر هموار مي كند. اپوزيسيون همچنين مي داند كه براي اولين بار با كسي از جناح اصلاح طلب روبرو است كه پاي اصول مي ايستد.
اين عضو گروهك منافقين در ستايش از وجه ديگر عملكرد موسوي نوشت: او آرمان هاي جمهوري اسلامي را به ليبرال ترين و گشاده دستانه ترين مفاهيم تبيين مي كند. اين آرمان ها به تعبيري كه موسوي ارائه مي كند البته از درون نظام از طريق تغيير در قانون اساسي آن تحقق پذير نيست. ولي مهم اين است كه اپوزيسيون با فردي اين چنين روبرو است اين خصوصيت اجازه مي دهد كه اپوزيسيون سكولار با موسوي پيمان همكاري ببندد و با حضور فعال خود به تحول از طريق دگرديسي در جمهوري اسلامي مدد برساند. اين دگرديسي در مرحله اي با سد قانون اساسي روبرو خواهد شد، سدي كه اصلاح طلبان اصول گرا به شمول آقاي موسوي براي شكستن آن چاره اي جز عبور از جمهوري اسلامي نخواهند داشت و بايد كه همراه با نيروهاي سكولار به تحول ساختاري در نظام حاكم بر ايران تن دهند.
گفتني است گروهك نفاق به ويژه گروهك تروريستي منافقين در تبليغات خود از شعارهايي نظير «بني صدر، صددرصد» استفاده مي كردند و حالا هم همان را اعلام مي كنند كه موسوي اگرچه نه «سددرسد»! (صددرصد) اما به ميزان بالايي مي تواند به خاطر خلقيات ليبرالي و در عين حال لجوجانه به كار سواري دادن به جريان براندازي بيايد.

مسئولين واحدهاي اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان مشخص شدند

 

بعد از برگزاری کنگره اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، در اولین جلسه شورای مرکزی جدید جناب آقای علیرضا آرانی نژاد با اکثریت مطلق آرا به عنوان دبیر کل جدید اتحادیه انتخاب شدند و طی دومین جلسه شورا دبیران واحدها به شرح زیر انتخاب شدند:

آقای حسین شاهمرادی، دانشجوی کارشناسی  زبان و ادبيات انگلیسی دانشگاه کاشان...... دبیر واحد تشکیلات

 آقای حسین‌رضا فارسی‌جوکار دانشجوی کارشناسی مهندسی نفت دانشگاه صنعت نفت ............ قائم مقام واحد تشکیلات

آقای علی فتاحی دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان....... دبیر واحد آموزش

 آقای حامد تیموریدانشجوی کارشناسی مهندسی مکانیک دانشگاه محقق اردبیلی .............. دبیر واحد سیاسی

 آقای محسن محمدی دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه.............. دبیر واحد فرهنگی

خانم فریبا سنگیاندانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه شیراز .............. مسئول واحد خواهران

خانم زینب درگاه پور دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه واحد علوم تحقیفات.............. قائم مقام واحد خواهران

 خانم فاطمه السادات مهدویدانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت موسسه آموزشی شهید مطهری............. قائم مقام واحد آموزش

بادامچيان:پايان راه موسوي پايان راه منافقين است

پايان راه موسوي پايان راه منافقين است

 

نماينده تهران در مجلس گفت: بيانيه اخير موسوي دعوت به اغتشاش آفريني بود و توصيه ما به او اين است كه پذيرش واقعيت ها، از راهي كه به سرنوشت منافقين ختم مي شود، به مسير صحيح ملت برگردد.

اسدالله يادامچيان نماينده تهران در مجلس و قائم مقام حزب موتلفه اسلامي اظهار داشت: نفس بيانيه اخير موسوي تنش زاست و دعوت به اغتشاش آفريني مي كند و نشان مي دهد هنوز تحت تاثير شكست سنگيني است كه در انتخابات خورده است.

وي افزود: موسوي دچار توهم است و بيانيه‌هاي مكرر او نيز تحت تاثير همين تصور نادرست صادر شده و در بيانيه خود با نهايت آزادي مي گويد در كشور آزادي نيست و مي خواهيم حقوق ملت را احيا كنيم ولي ما دوستانه به ايشان توصيه مي كنيم به واقعيت‌ها احترام بگذارد و از مسيري كه به سرنوشت منافقين ختم مي شود، دست كشيده و به راه صحيح ملت برگردد.

اين فعال سياسي اصولگرا معتقد است: انتقاد و اعتراض كردن منعي ندارد و در طول 30 سال عمر جمهوري اسلامي افراد زيادي بوده اند كه با سياست‌هاي نظام مخالف بوده اند، اما بايد بگويم با مسيري كه آقاي موسوي با آن اقدامات و بيانيه‌ها طي مي كند، خدا عاقبت وي را ختم به خير كند.

بادامچيان خاطر نشان كرد: تجربه من نشان مي دهد راه سبزي كه از سوي اقاي موسوي مطرح شده، در حقيقت راهي سياه و تاريك است و گروه ايشان در نهايت به يك گروه منافق تبديل مي شود و بحث‌هايي كه مطرح مي كنند، آب به آسياب دشمن است و نفعي براي كشور ندارد.

بادامچيان اظهارات فرمانده كل سپاه در خصوص فعاليت‌هاي سران جريان دوم خرداد را اطلاع رساني به ملت براي جلوگيري از ابتلاي آنها به مشكلات امنيتي دانست، تاكيد كرد: سياسي شدن مسائل قضائي باعث تحت الشعاع قرار دادن عدالت مي شود و لذا بايد فضا آرام باشد تا مسئولان قضائي در فضايي مطلوب به وظايف قانوني خود عمل كنند

شهرام جزایری درس می دهد!

شهرام جزايري، نام آشنايي كه از سال 1381 و زماني كه تنها 29 سال داشت به‌عنوان سمبل فساد اقتصادي در كشور مطرح شد به‌تازگي در يكي از نشريات، صفحه‌اي را به خود اختصاص داده و در مورد «تجربه‌هاي خود در زمينه خلاقيت و كارآفريني» مطلب مي‌نويسد.

سيدجواد سيدپور در يادداشتي در «تهران امروز» نوشت: به اين جملات طلايي دقت كنيد: «جهان را از پنجره بلندنظري نگاه بايد كرد... كارآفرينان كامل و بزرگ نه‌تنها از تغيير نمي‌ترسند، بلكه همواره از آن استقبال مي‌كنند... اگر در مقابل افكار خلاق و ايده‌هاي نو شما مقاومت نسنجيده انجام شد براي اينكه ناچار نشويد خلاقيت خود را از دست دهيد، فورا محل كار خود را عوض كنيد... خلاقيت به زبان ساده به معناي تعيين معيار براي ايجاد تغيير با روش‌هاي متفاوت است...»

اشتباه نكنيد، اين جملات پيتر دراكر، پدر علم مديريت يا چارلز هندي، نويسنده معروف كتاب جهاني «خدايان مديريت» نيست، اين جملات شهرام جزايري معروف است كه اخيرا تجربيات خودش را در قالب مقاله يا دست‌نوشته به خوانندگان نشريه آسيا عرضه مي‌كند. انتشار اين سلسله مطالب كه در هياهوي سياسي اين روزها و شب‌ها ناديده گرفته شد دوباره اين پرسش را زنده كرد كه اساسا اين شهرام جزايري كيست؟ آيا او فرد موفقي است يا شخص شكست‌خورده و ضعيفي است؟ آيا او استعدادي هرز رفته است يا خلاقيتي سركوب شده؟ آيا او انسان توانا و توانمندي است يا فرد ناتوان و مفلوك؟ آيا او داراي خلاقيت است يا انحراف؟ آيا بايد به او به ديده تحقير نگريست يا احترام؟ او را و چه‌بسا ده‌ها مثل او را چگونه بايد سنجيد؟

شكي نيست كه ماهرترين و زرنگترين دزدان دنيا نيز بايد به ناچار از هوش و ذكاوت خاصي برخوردار باشند در غير اين صورت نمي‌توانند از پس آنچه بايد انجام دهند برآيند. حركت خزنده شهرام جزايري و نضج گرفتنش به‌عنوان يك صاحب سرمايه از چنين راه، روند و فرآيندي طي شد و به بالندگي رسيد. اما بخش ديگرش كه بر اين ضلع چربيد، ورود پابرهنه، بي‌محابا و پول به‌دست به حريم سياسي كشور و آلوده كردن افراد و اشخاص آن محيط بوده است و اين حركتي بود كه او را به زمين كوفت. او شايد در يك اشتباه محاسباتي فكر مي‌كرد داشتن دوست‌هايي اينچنين مي‌تواند حرز مانع او شود اما تلخ‌كامانه ديد كه همين مساله پاشنه آشيل او شد چرا كه پرونده او را از يك فساد اقتصادي كه مي‌توانست معمولي باشد تبديل به مساله اساسي و سمبل مفسدان اقتصادي كشور كرد، به‌طوري كه او اكنون بعد از فاضل خداداد و اختلاس 123ميليارد توماني بانك صادرات در ابتداي دهه70 شمسي به سمبل مفسد اقتصادي دهه80 تبديل شده است.

اكنون شهرام جزايري نه يك «نام» كه يك «سبك» و «سمبل» شده است، نمونه‌اي از آدم‌هايي كه نبايد باشند ولي هستند، «شهرام جزايري‌ها»، اين اصطلاح شناخته‌شده تبليغات عليه مفسدان اقتصادي است. مفسداني كه بعد از شهرام جزايري گويي آب شدند و به زمين رفتند و هيچ‌كس از آنها نام و نشاني ندارد يا لااقل مثل او معروف نشدند تا بتوانند او را از كرسي رياست مفسدان به زير كشند. گويي بر اساس يك سنت نانوشته هر 10 سال يك مفسد دانه‌درشت از الك قضايي بيرون مي‌افتد و اين دهه را بايد با شهرام جزايري سر كرد، سنجيد و رضايت داد.

2 اسفند سال 85 بود كه جزايري ناگهان غيب شد و با فرار خود از زندان همه را غافلگير كرد و چند وقتي تيتر يك همه رسانه‌هاي ايران و حتي منطقه شد و چند صباحي را در روستايي در عمان گذراند و زودتر از آنكه فكر كند بازداشت و به كشور برگردانده شد. او واقعا تصور مي‌كرد كه همچنان يك «فرد» است، غافل از اينكه او «سمبل» شده است و «سمبل‌ها» نمي‌توانند فرار كنند زيرا هم سمبل‌هاي جا افتاده را خراب خواهند كرد و هم سمبل‌هاي جديد غيررسمي به‌وجود خواهند آورد.

اكنون اما شهرام جزايري گويي تصميم گرفته است از زير پوست كلفتي كه تبليغات برايش ساخته خارج شود و در سلسله مطالبي به بازسازي خود بپردازد كه مي‌تواند آزموني باشد براي سنجش پوست‌كلفتي هركدام. او نشان داده كه مايل است 100 سر داشته باشد، چنانكه صدها سر در 50 شركت داشت تا اگر يكي حذف شد، آن ديگري زنده باشد.

به همين دليل او شبكه‌اي از آدم‌ها را آلود نه فقط يك فرد يا يك جريان را تا اگر يكي رفت آن ديگري بيايد يا بماند. اين متدولوژي اكنون به روايت ديگري دست يازيده و آن نوشتن و نگاشتن به‌عنوان يك كارآفرين باتجربه از «ويژگي كارآفرينان كامل و بزرگ» است.

بیانات رهبر انقلاب پس از اتمام سخنان دكتر روح‌الأمينی

بیانات رهبر انقلاب پس از اتمام سخنان دكتر روح‌الأمينی

پایگاه خبـری انصارنیوز

دومين سخنران جلسه ديدار استادان دانشگاه با رهبر انقلاب از ميان استادان، "دكتر عبدالحسين روح‌الأمينی" رئيس سابق انستيتو پاستور ايران است كه محسنش را در حوادث پس از انتخابات رياست‌جمهوری از دست داده. سخنان او در دو بخش تنظيم شده و با اين آيه از سوره‌ی مائده آغاز می‌شود: "و لايجرمنّكم شنآن قوم ألاّ تعدلوا؛ إعدلوا هو أقرب لتقوی؛ واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون." بخش اول سخنان دكتر روح‌الأمينی درباره‌ی لزوم مهندسی و مديريت پروژه‌های كلان علمی و فناوری برای انجام كارهای فاخر است. او در اين رابطه با گله از چندشغله بودن و كم‌كاری برخی مسؤولان، به خاطره‌ای از سال‌های دهه‌ی شصت با آيت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌كند كه ايشان از قول سياست‌نامه‌ی خواجه نظام‌الملك گفته بودند: "مردی و كاری، كاری و مردی!" و رهبر انقلاب، لبخند بر لب، بلافاصله گفته‌ی او را اصلاح می‌كنند: "هرگز مردی را دو كار مفرماى؛ مردى و كارى!" روح‌الأمينی می‌گويد: "حالا حافظه‌ی من ديگر... (خنده و صلوات حضار) مضمون اين بود؛ هنوز هم در گوشم زنگ می‌زند اين جمله!"

بخش دوم صحبت‌های دكتر روح‌الأمينی، پيرامون سرمايه‌ی اجتماعی است. او از همه می‌خواهد به رفتار و گفتارشان توجه كنند تا باعث بی‌اعتمادی مردم و از بين رفتن اين سرمايه نشوند و البته از نبود فرهنگ عذرخواهی و استعفا در ميان مسؤولان و كارگزاران نظام گله می‌كند و آن را سبب بی‌اعتمادی مردم می‌داند. دكتر بعد از اين‌كه نظام را بزرگ‌ترين مظلوم فتنه‌ی اخير معرفی می‌كند، می‌گويد: "بعضی‌ها فكر می‌كنند ما كه از نظام دفاع می‌كنيم، از حق‌مان هم می‌گذريم. خون‌خواهی در رابطه با عزيز از دست‌رفته‌ی ما- محسن ما- به عهده‌ی نظام است. جوانی بوده در اين جامعه كه نظام در خون‌خواهی او مقدم است. وقتی در آن آيه‌ی شريفه می‌فرمايد: "و لكم فی‌القصاص حياة" آن فرد را نمی‌خواهد برگرداند؛ اين حيات جامعه است و تضمين اين حيات است. إن‌شاءالله اين پاسخ‌گويی، قبول مسؤوليت و عذرخواهی در رده‌های مختلف تعريف بشود تا ما برسيم به آن وجه كه شهيد مطهری در ابتدای پيروزی انقلاب فرمودند كه "أليوم يئس‌ الذين كفروا من دينكم." كه إن‌شاء‌الله دشمنان ما بدانند آب در هاون می‌كوبند. 

ما يك خانواده‌ی بزرگيم با همه‌ی مصيبت‌ها و گرفتاری‌ها و با همه‌ی خوبی‌ها و خوشی‌ها. در هم است اين شور و شيرين. خودمان اداره می‌كنيم و احتياجی به دخالت آن‌ها نيست. البته اين نافی تكليف و وظيفه‌ی ما نيست... إن‌شاءالله دعا كنيد برای ما كه مشمول اين فراز زيارت امين‌الله باشيم كه "صابرة‌ علی نزول بلائك؛ شاكرة لفواضل نعمائك". إن‌شاءالله ذخيره‌ی آخرت ما باشد و بتوانيم بر اين بليه‌ای كه بر ما آمد، صبر كنيم. اما به فرموده‌ی والده‌ی آن عزيز، محسن ما خونش رنگين‌تر از ديگران نيست. محسن ما رفت، محسن‌های مردم را دريابيد!" و از رهبری تشكر می‌كند كه از 40 روز پيش و اولين ساعاتی كه در جريان حوادث قرار گرفتند- در حالی كه او امروز دارد شكايتش را مطرح می‌كند- به‌طور ويژه پيگير ماجرای قتل مشكوك فرزندش و ديگر آسيب‌ديدگان حوادث اخير بوده‌اند، دستور تعطيلی آن بازداشتگاه را صادر كرده‌اند و مسؤولين هم به شدت پيگير آن بوده‌اند. روح‌الأمينی در پايان صحبت‌هايش از رهبری می‌خواهد: "رويه‌ها اصلاح شود تا اين ضايعات را كم‌تر داشته باشيم و اين مظلوميت مضاعف نظام را هم پيش رو نداشته باشيم؛ إن‌ شاء‌الله در حق ما و در حق همه‌ی جوانان كشور دعا بفرماييد كه عاقبت به خير شويم!"

 

سخنان روح‌الأمينی كه تمام می‌شود، آقا می‌گويند: "اجازه بدهيد من چند جمله‌ عرض كنم به آقای روح‌الإمينی؛ اولاً طيب‌الله أنفاسكم. خيلی خوب صحبت كرديد. ثانياً اين نكته‌ی لزوم پاسخ‌گويی كه آقای روح‌الأمينی اشاره كردند، كاملاً درست است؛ ما اين را تصديق می‌كنيم. جزو اعتقادات بنده است از سابق. در طول اين سال‌ها گاهی اتفاق افتاده كه از كسی تخلفی سر زده؛ يك قول و يك نظر اين بوده كه به خاطر خدماتی كه اين شخص كرده، ‌از آن تخلف بگذريم! يك حرف ديگر اين بوده كه ما تخلف را در وزن خودش و اندازه‌ی خودش محاسبه كنيم؛ به معنای واقعی كلمه؛ آثار تخلف را هم بر آن بار كنيم؛ به جای خود از خدمات هم تقدير كنيم. بنده به اين نظر دوم هميشه معتقد بودم و الآن هم معتقدم.

اين را هم اين برادر عزيزمان و خانواده‌ی محترمشان، هم همه‌ی كسانی كه در اين قضايا يك آسيبی بر آن‌ها وارد شده- به هر نوعی، از سوی هر كسی- بدانند كه بنای نظام و تصميم نظام بر مجامله كردن نيست. همان‌طور كه ما با كسانی كه با نظام صريحاً معارضه می‌كنند، بنای بر مجامله نداريم، معتقد به ايستادن در موضع قانون و موضع حق هستيم، عيناً همان‌طور، اگر چنانچه در مجموعه‌ی منتسب به نظام، تخلفی انجام بگيرد، كار بدی انجام بگيرد، خدای نكرده جنايتی انجام بگيرد، باز هم اعتقاد من همين است. ما در موضع قانون، در موضع حق بايد بايستيم. خدای متعال كمك كند بتوانيم اين چيزی را كه می‌خواهيم، انجام بدهيم. مسؤولين دارند تلاش می‌كنند در اين زمينه؛ إن‌شاء‌الله كه همين خواهد شد.

حالا اين بخش قضيه، صورت قضيه است. قالب و جسم قضيه اين است. روح قضيه اين است كه هر حادثه‌ای در عالم اتفاق می‌افتد، اين حادثه يك محاسبه‌ای پيش خدای متعال دارد. هيچ‌كدام از لذت‌ها و رنج‌های ما، از شادی‌ها و غم‌های ما در اين دنيا بدون ما به ‌ازا در محاسبه‌ی الهی نيست؛ هيچ‌كدام. هر سختی‌ای كه ما اين‌جا تحمل كنيم- چه به شكل بيماری باشد، چه به شكل تهی‌دستی باشد، چه به شكل مظلوم واقع شدن باشد، چه به شكل فقدان‌های دردناك باشد- هرچه باشد، پيش خدای متعال يك ما به ‌ازای نيك دارد. هرچه از اين كفه، كم بشود در آن كفه جبران خواهد شد؛ بدون ترديد. اين را بايد بدانيم. لذا همه‌ی اين مصائبی كه بر ما در زندگی وارد می‌شود، پيش خدای متعال اجر دارد. حتی حوادث بی‌اختيار. هيچ‌كس به اختيار خود بيمار نمی‌شود. اما در روايات دارد كه بيمار و دردمند به خاطر بيماری پيش خدای متعال مأجور است. يعنی در حساب الهی، هيچ‌كدام از رنج‌های ما بدون پاسخ بدون ما به ازا باقی نخواهد ماند.

اين را فقط برای اين نگفته‌اند كه ما تسلی پيدا كنيم در مواجهه‌ی با رنج‌های ‌جهانی، زورآزمايی نكنيم. نه، آن زورآزمايی هم به نوبه‌ی خود مجاهدتی است كه هم لازم است و هم دارای اجر است. خطاست اين تهمتی كه در طول سال‌های متمادی از سوی گروه‌هايی به اسلام زده می‌شود كه در اسلام می‌گويند: صبر كنيد بر اين مصيبت‌ها به معنای اين‌كه تحمل كنيد، مقابله نكنيد تا آن كسانی كه مصيبت‌ها را وارد می‌كنند، راحت بتوانند خودشان را از سختی‌ها و پيگيری‌ها و انتقام‌ها رها كنند. نه، اين‌جور نيست قضيه. اينی كه اسلام به ما می‌گويد اين مصيبت‌ پيش خدا اجر دارد، معنايش اين نيست كه ما برای جبران اين مصيبت، برای جلوگيری از مصائب مشابه، ‌برای كم كردن همين مصيبت تلاشی نكنيم. نه، اين تلاش هم لازم است. بنابراين اجر الهی هم هست.

اين را هم شما بدانيد ما از اولی كه اين قضايا برای چند نفری از قبيل شما اتفاق افتاد كه بعضی‌شان از دوستان خود من بودند، بيشترين دعای من برای بازماندگان بوده. آن در گذشتگان كه درگذشته‌اند و رفته‌اند و سر و كارشان با خداست اما اين بازماندگان، دچار دردهايی هستند. بيشترين دعای ما برای اين بوده كه خدای متعال آرامشی به اين‌ها بدهد. إن‌شاء‌الله موفق و مؤيد باشيد. خدا تأييدتان كند." 

دبير جامعه اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد:

دبير جامعه اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد گفت: جنبش دانشجويي پيگير برقراري عدالت در جامعه و برخورد با کساني است که به اين مفهوم خدشه وارد مي‌کنند.

امير قرباني‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان، با ذکر اين نکته که مطرح شدن بحث عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي يکي از دلايل اصلي راي آوردن دكتر احمدي‌نژاد بوده است، افزود:صرف مطرح کردن اين بحث نوعي حريم شکني در جامعه را به ارمغان آورد و موجب شده است که مفسدان اقتصادي نتوانند با آرامش سابق به اين امور روي آورند.

وي همچنين از قوه قضائيه خواست با توجه به تغييراتي که در مديران ارشدش رخ داده است، قدري محکم‌تر در مبارزه با مفسدان اقتصادي عمل نموده و برخي دادگاه‌هاي مفاسد مسوولان دولتي را علني برگزار کند.

وي در خصوص کابينه پيشنهادي دولت دهم اظهار داشت: هر چند احمدي‌نژاد در انتخاب وزاريش به آرمان‌هاي دولت نهم پايبند بود اما متاسفانه هنوز به آن نقطه مطلوب نرسيديم و به عنوان مثال در بحث مشايي انتظار مي‌رفت که رييس‌جمهور ولايت مدارانه‌تر برخورد کند.

دبير جامعه اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد در ارزيابي از فضاي دانشگاه‌ها در سال تحصيلي آينده به ايسنا گفت: فضاي دانشگاه‌ها با توجه به اعترافات متهمان حوادث اخير قاعدتا نبايد در آن حدي که انتظار مي‌‎رفت متشنج باشد و بحث تقلبي که به قول آقاي عطريانفر اسم رمز اغتشاشات اخير بود، توسط خود سرکردگانشان زير سؤال رفته است.

وي ادامه داد: با توجه به بيانات رهبري در ديدارشان با دانشجويان مبني بر لزوم حاکميت فضاي علمي در دانشگاه‌ها انتظار مي‌رود که جريانات همسو با نظام و تشکل‌هاي دانشجويي فضاي دانشگاه‌ها را مديريت کنند، هر چند به نظر مي‌رسد بستر و آمادگي لازم براي بروز ناآرامي در دانشگاه‌هاي مشهد در مقايسه با شهرهايي چون اصفهان و تهران وجود ندارد.

قرباني‌پور نقطه مطلوب براي گفتمان دانشجويي را گام برداشتن در راهي دانست که در مسير پياده کردن رهنمودهاي رهبري در فضاي دانشگاه‌ها باشد.

وي قانونمند کردن حرکت سياسي دانشجويان در دانشگاه‌ها را يک ضرورت دانست و افزود: حرمت فضاي دانشگاه که محلي براي تئوري‌پردازي و انديشه دادن به جامعه است، در انتخابات اخير خدشه‌دار شد و متاسفانه برخي از اين حرمت شکني که در شان هيچ دانشجويي نيست توسط تشکل‌هاي دانشجويي صورت پذيرفت.

وي تاکيد کرد: البته بحث قانونمند کردن نبايد باعث حاکم شدن فضاي بوروکراسي اداري بر تشکل‌ها شود طوري که جنبش‌هاي دانشجويي را از حرکت باز دارد.

دبير جامعه اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد با انتقاد از نپرداختن وزارت علوم دولت نهم به آموزش‌هاي تئوريکي سياسي در دانشگاه‌ها ادامه داد: اميد است با انتخاب فردي مثل آقاي دانشجو که علاوه بر داشتن توان مديريتي بالا، داراي دانش سياسي کافي نيز هست، اجراي چنين آموزش‌هايي در دانشگاه‌ها محقق شود.

فرمانده کل سپاه افشا کرد

 
نیت شوم موسوی خوئینی‌ها، خاتمی، مهدی هاشمی، نبوی و تاج‌زاده

دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات بازخوردهای متفاوتی داشته است، به طوری که اگرچه افکار عمومی را در این زمینه حساس و هوشیار کرده و به همین دلیل از آغاز برگزاری این دادگاه‌ها هیچ تجمعی دیگر در تهران و سایر شهرها با استقبال مردمی مواجه نشده است اما طیف‌های بیرون از زندان این جریان را به تکاپو برای انکار اعترفات بازداشت‌شدگان واداشته است.

به گزارش رجانیوز، در این میان، فرمانده كل سپاه و عضو شوراي عالي امنيت ملي بخشي ديگر از تلاش هاي برنامه ريزي شده براي انجام انقلاب مخملين در كشورمان با استناد به اعترافات جديد برخي از افراد سياسي را تشريح كرد.

سردار سرلشكر محمد علي جعفري فرمانده كل سپاه در جمع پيشكسوتان جهاد و شهادت كه در مسجد ولي عصر(عج) تهران گرد هم آمده بودند، بخش‌های مهمی از اعترافات سران بازداشت‌شدگان را افشا کرد.

فرمانده سپاه با اشاره به اينكه خيلي ‌ها مي‌گويند نگوييد انقلاب مخملي، چراكه وقوع انقلاب در ايران ممكن نيست، گفت: ولي همين اتفاق در خيلي از كشورها از بستر انتخابات و دموكراسي انجام گرفته است.

به گزارش فارس، وي افزود: بزرگ‌ترين نقطه آسيب انقلاب و محتواي نظام، همين جاست. مقاطع انتخابات (البته در گذشته كمتر اين فرصت در اختيار مخالفين استمرار انقلاب اسلامي و راه امام قرار گرفته بود)، محل بروز چنين رفتارهايي است، اما در دهه چهارم انقلاب با اين موضوع بيشتر مواجه هستيم.

جعفري اضافه كرد: بعضي از آقاياني كه چند وقتي است دستگير شده‌اند، اعترافاتي داشته‌اند كه به صراحت اعلام مي‌كنند در گذشته نيز همين هدف‌ها دنبال مي‌شده، اما به شكل ديگر. البته برخي فكر مي‌كنند اين حادثه اخير يك اتفاق ساده بود و تنها يك رقابت سياسي به شمار مي‌رفت كه در درون نظام اتفاق افتاد. البته اينكه مي‌گوييم درون نظام، از يك نظر درست است، چون همه مردم در زير چتر نظام جمهوري اسلامي زندگي مي‌كنند. اما در جايي ديگر مفهوم از درون نظام آن است كه ما محتواي نظام را قبول داشته باشيم در حالي كه در اين انتخابات موضوع به اين سادگي نبود.

عضو شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: پاسخ به اين موضوع در جملات و اطلاعاتي كه به آنها استناد خواهم كرد، نهفته است. وقتي حرف از براندازي به ميان مي‌آيد، به آن معنايي كه امریکايي‌ها در گذشته مي‌گفتند و امروز جرأت بيان آن را ندارند، نيست. بلكه منظور همان است كه به اصطلاح «تغيير رفتار جمهوري اسلامي» خوانده مي‌شود. يعني تغيير جهت‌گيري‌هاي اصلي انقلاب و عدول از اصول و آرمان‌هاي انقلاب كه هدف امریکايي‌ها نيز اكنون همين است.

جعفري يادآور شد: شايد برخي بگويند كه اين اعترافات منتشر شده همچون سخنان آقاي ابطحي بر اثر فشار و زور بوده است، اين افراد مدعي چاره‌اي ندارند جز اينكه دروغ بگويند. آقاي ابطحي در مدتي كه در زندان بود، با خروج از جوي كه ديگر بر او حاكم نبوده و دور شدن از آن دوستان خود، با بحث آزاد، تحولي در او به وجود آمده و اين سخنان را گفته است. البته ايشان روزي بيرون خواهد آمد و آن موقع نيز مي‌توانيد در مورد استدلال‌هاي وي اظهارنظر كنيد. چراكه دانستن حق مردم است، مردم بايد بدانند.

وي در ادامه سخنان خود به طور مستند به برخي از سخنان افراد اصلاح طلب اشاره كرد كه آنها هدف اصلي خود براي پيروزي در انتخابات را تضعيف ولايت فقيه عنوان كرده و اينگونه گفته اند:

* آقاي موسوي خوئيني‌ها در بهمن 87 اينگونه مي‌گويد: ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. او بايد بفهمد كه اين مملكت آن‌طور نيست كه ايشان هر جور بخواهد، به هر سمت بكشد. خاتمي و يارانش اكنون كلي تجربه دارند.

* آقاي ابطحي در اعترافات خود مي‌گويد: «خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه "برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. " يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد. اعتراضات در انتخابات كاملا برنامه‌ريزي شده بود.»

* آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد."

* آقاي نبوي مي‌گويد: "بايد سعي كنيم احمدي‌نژاد را كانديداي رهبري معرفي كنيم كه اگر شكست خورد، رهبري شكست خورده باشد. ما يك بار اين كار را در خرداد 76 انجام داديم كه ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند، اكنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم. براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد."

* آقاي عطريان‌فر اعتراف مي‌كند كه «آقاي تاج‌زاده در انتخابات مي‌گفت "اگر بتوانيم ببريم، با تجربياتي كه در اين سال‌ها كسب كرده‌ايم به راحتي مي‌توانيم رهبري را مهار كنيم. " شايد تنها كسي كه انقلاب مخملي در ذهنش كاملا تئوريزه شده بود و بدون آنكه اسمش را بياورد همان ايده‌ها را مطرح مي‌كرد، آ‌قاي تاج‌زاده بود.»

* آقاي ابطحي در رابطه با هدف اصلاحات مي‌گويد: «هدف اصلاحات حذف عنوان ولايت فقيه و رهبري ديني و تغيير حاكميت انقلابي و ديني به حاكميت عرفي و سكولار است.»

سردار جعفري گفت: آقاي ابطحي استراتژي‌هاي اصلاحات را اينگونه بيان مي‌كنند: "1- دين ستيزي؛ يعني بي‌توجهي و غيرارزشي معرفي كردن دينداري و دينداران. 2- رواج بي‌بند و باري كه مهمترين شكل آن بي‌تفاوت كردن دختران و پسران نسبت به رابطه با يكديگر بوده است. 3- حذف نمادهاي ديني و انقلابي". ابطحي مي‌گويد سعي مي‌شد در جلسات كم كم عكس امام و رهبري حذف شود.

وي اضافه كرد: ابطحي خصوصيات اصلاح‌طلبان را نيز اينگونه ذكر مي‌كند: "1- غرب باوري؛ بي‌هويتي اصلاح‌طلبان در سياست خارجي شاخص‌ترين وجه آنها بود. آنها از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر به اجراي ظالمانه‌ترين تقاضاهاي غرب بودند."

به گفته عضو شوراي عالي امنيت ملي، ابطحي دومين شاخصه اصلاح‌طلبان را آلوده شدن به فسادهاي مالي عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: "ريشه همه مشكلات همين موضوع بود."

جعفري افزود: اين نوع انحرافات در مسير انقلاب، امروزه بسيار جدي شده و تشخيص آن بسيار سخت است و همه توان و هدف دشمن خارجي روي همين مفاهيم متمركز شده است.

فرمانده كل سپاه با طرح اين سوال كه آيا در اين فضا بايد ساكت بنشينيم و نظاره‌گر باشيم، گفت: برخي نيز متأسفانه با آنها همگام شدند كه انشاءالله هدايت شوند. جالب آنكه اين اتفاقات بعضاً به اسم مبارزه با انحراف انجام مي‌شود و برخي مي‌گويند در راه امام و انقلاب انحراف ايجاد شده و ما مي‌خواهيم جلوي آن را بگيريم.

عضو شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به تعبير مقام معظم رهبري مبني بر فتنه عميق خواندن اتفاقات اخير گفت: اين ماجرا بحران نبود. البته يك آزمايش بزرگ نيز بود، اگر ما خواهان بقاي نظام هستيم و دوست داريم راه امام استمرار داشته باشد، بايد بيش از اين دقت كنيم و در موضع‌گيري‌ها در رأي دادن ها در حمايت از جريانات سياسي، شناخت از دشمنان، بيشتر دقت كنيم.

سرلشكر جعفري يادآور شد: نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ريزش داشتند، اما نبايد نظام را با عملكرد من يا شما سنجيد،‌ بلكه بايد با معيارها و شاخص‌هاي صحيح راه امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخي از نخبگان به اين نكته مهم كه ولي‌فقيه فصل‌الخطاب موضوعات است، توجه كافي نكردند و به راحتي نقدهاي نادرستي به آن وارد مي‌كنند و اگر آنها اينگونه رفتار كنند، نبايد ادعاي پيروي از راه امام و طرفداري از نظام را داشته باشند.

فرمانده كل سپاه خطاب به اينگونه افراد گفت: بياييد مردانه موضع واقعي خود را اعلام كنيد و روي آن بايستيد. البته برخي مي‌خواهند در عمل در مقابل اصل نظام بايستند ولي مردم متوجه اين قصد آنها نباشند اما ما وظيفه داريم آنها را رسوا كنيم و اين وظيفه سنگين بر دوش همه ماست كه وظيفه پيشكسوتان جهاد و شهادت در اين زمينه بسيار مهم است.

جعفري يادآور شد: حفظ انقلاب نيازمند سرباز، سردار و البته انسان‌هاي خط‌ شكن است.

وي در ادامه در پاسخ به سوالي درخصوص اعلام برخي اسامي افراد سياسي گفت: معتقدم ما امروز بعد از اين فتنه بزرگ و اين ضربه بزرگ اعتباري كه به حيثيت نظام جمهوري اسلامي وارد شد، ديگر اين اسم آوردن‌ها حتماً بايد انجام شود.

نقد استاد حاج حیدر رحیم‌پور بر رفتار سران مجلس با رئيس‌جمهور

 
چپ و راست برای فلج ساختن دولت احمدی‌نژاد کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند

استاد حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی: پيشكسوتان انقلاب و آنان كه از دهه‌ی 30 در صحنه بوده‌اند، مرا مي‌شناسند و نويسنده‌اي منتقد مي‌دانند كه نه مداح‌السلاطين و نه حتي توجيه‌گر هيچ دولت پس از انقلاب نبوده‌ام و صدها نوشته من در نشريات مهم كشور در ظرف 30 سال پس از انقلاب و شب‌نامه‌هايي كه قبل و گاه حتي پس از انقلاب، نوشته‌ام، اين حقيقت را گواهي مي‌دهد. وجه انتقادي مقالات من باعث شده كه هيچ روزنامه‌اي متعلق به هيچ جناحي، بسياري نوشته‌هاي مرا منتشر نكنند. ليكن بايد دانست منتقد بر چند گونه است:

گروهي، منتقد ابزاري‌اند. آنان كه خود پايداري ندارند و به اعتبار كسانشان به مقامي مي‌رسند و تحت تأثير ديگران، دولتي را نقد مي‌كنند و تا آنجا پيش مي‌روند كه براي اثبات نظر باطل‌اشان، استناد به گفته‌هاي دشمنان هم مي‌كنند.

گروه ديگر آنان كه به عقده حقارت، مبتلا و هميشه خود مي‌سوزند و ديگران را مي‌سوزانند و تخريب‌گران ماهري‌اند.

اما اينك عمده‌ی مخالفان دولت، به وضعيتي رسيده‌اند كه گويي هر نفسي كه احمدي‌نژاد مي‌كشد و هر تصميمي كه مي‌گيرد، از نظر آنان بايد درهم كوبيده شود. چپ و راستي كه احمدي‌نژاد به ساز هيچ‌يك نرقصيد و دل به دريا زد و بي‌واسطه با مستضعفان، سخن گفت و به خدمت‌شان كمر بست و نان بسياري را آجر ساخت، اينك براي فلج ساختن دولت در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند. چرا؟

انصاف را، آيا اين اشكال است كه چرا رئيس‌جمهور، كابينه خود را از كساني برگزيند كه به آنان اعتماد دارد؟ آيا اين شهامت نيست كه چون فرد منتخب خود را مناسب نديد، بدون جمود و تعصب، او را گرچه دوست نزديكش باشد، كنار گذارده و ديگري را برگزيند؟ آيا شما مي‌دانيد اميرمؤمنان(ع) پس از آنكه نامه صدارت شخصي را به دستش ‌داد، گاه هنوز به سكان مأموريت نرسيده، او را عزل ‌كرد؟! آيا مي‌دانستيد بزرگان اسلام با نصب اسامه‌ی‌بن‌زيد به سركردگي قوا به خاطر جوان بودن و به اتهام بي‌تجربگي، بر پيامبر(ص) منتقد بودند؟ مگر امام خميني اصرار بر انتخاب و انتصاب جوانان نداشت و مگر اكثر وزيران در زمان امام، مردماني گمنام و زير 40 سال نبودند؟! به راستي چرا مجلس پنجم يعني راستي‌هاي شكست خورده كه در اختيار همفكران بعضي از شما بود، چنان در برابر دولت بنيان‌سوز و سكولار خاتمي، تسليم محض بودند و در همه چيز با او و وزيرانش، مماشات مي‌كردند ولي اينك دولت 25 ميليوني احمدي‌نژاد را، به هر بهانه و در هر فرصت، تحت فشار قرار مي‌دهيد و بهانه‌هاي بني‌اسرائيلي مي‌گيريد؟! آيا رأي بي‌سابقه‌ی ملت و حمايت مكرر رهبري، هيچ‌يك حجت را بر شما تمام نكرده است كه در كنار فراكسيون فرصت‌طلب دوم خردادي‌هاي شكست خورده در مجلس قرار مي‌گيريد؟

چرا وزراي خاتمي، در نزد شمايان، آن همه محترم بودند كه جرأت كوچكترين انتقادي نمي‌كرديد و چرا در دولت‌هاي جناح راست‌ در دوره‌ی ماقبل خاتمي، هر رفتار نادرستي كه انجام مي‌دادند، به‌به مي‌گفتيد و امروزه اين همه منتقد و ريزبين شده‌ايد؟! چرا در ظرف 30 سال، سخني درباره توزيع عادلانه سوبسيد بيت‌المال نگفتيد و همواره زكات اسلامي را به صورت زكات فرهنگي و سوبسيد به نازپروردگان تقديم كرديد؟! سخن با شمايان بسيار است. اهل آخرت، از خدا بترسند و اهل دنيا آگاه باشند كه موكلين، وكيلان را زير ذره‌بين نگاه مستضعف‌پرور خود دارند و همه‌ی‌ جناح‌ها در انتخابات مجلس نُهم و... به آراء 25 ميليوني ملت، كه شايد ديگر براي هيچ كس تكرار نگردد، محتاج خواهند بود. دوستان، به ملت و انتخاب ملت، احترام بگذاريد. انتقاد كنيد اما كينه‌ورزي و اهانت نكنيد و تعصب نورزيد و تسويه حساب شخصي نكنيد. اين دولت انقلابي، پرطرفدارترين و مردمي‌ترين دولت در تاريخ جمهوري اسلامي است و در برابر دشمنان جهاني و اين همه كينه‌توزان داخلي، سزاوار همدلي و همياري است نه سنگ‌اندازي و تضعيف.

بگذاريد دولت سرپا بايستد و نهضت اصلاحات بزرگ را در اين كشور، آغاز كند.