4- شما دوست عزیز فرق اساسنامه و پیش نویس اساسنامه را هنوز نمی دانید، چرا كه اصولی را كه شما به آنها اشاره كرده اید در پیش نویس اساسنامه است نه اساسنامه پس لطفا مطالعات خود را افزایش دهید.
5- طبق همان اصل 22 كه شما می گویید و در پیش نویس آمده حتما می خواهید بگویید در همان چند ساعت قبل از رای گیری ساعت 11،هم پیشنهاد تعلیق صورت گرفت و هم شورای مركزی پذیرفت و هم هیات نظارت تایید كرد. ای كاش همه مسئولان نظام هم از شما الگو برداری كنند و سرعت عمل را یاد بگیرند.
6- به اصل 14 اشاره كردید، مثل اینكه متوجه نیستید دوستان ما به ضوابط و آیین نامه تشكیلات اعتراض نداشتند كه شما این مستندات را ذكر كردید بلكه به اقدامات شورای مركزی و هیات نظارت اعتراض داشتند شما با این اصل می گویید شكایت از خودشان را پیش خودشان ببرند.
7- طبق همان اصل 61 كه اشاره كردید باید بدانید كه هیات نظارت، تعلیق عضویت یا اعضای شورا را می تواند انجام دهد، حال آنكه دوستان شما در اقدامی خداپسندانه!! دفاتر یا شورا را به حالت تعلیق در آورده اند نه اعضا را. گفتند خر تخم گذاشت گفتیم از این پدر بیامرز هر كاری بر میاد!
8- تقریبا 3 یا 4 بار در مقاله خود به این اشاره كرده اید كه دبیران نمی توانستند پاسخ قانع كننده ارائه كنند البته هنوز دیر نیست اگر می خواهید توجیه این اقدامات را بدانید به دفتر مركزی جاد مراجعه كنید. ما با آغوش باز پذیراییم. البته اگر گوش شنوایی باشد.
9- اگر راجع به اطلاع رسانی ما چه توسط پیامك، چه توسط وبلاگ ناراحت هستید با عرض پوزش ما دیگر هیچ اطلاع رسانی انجام نمی دهیم تا اكاذیب شما(كارهای غیر قانونیتان) به هیچ وجه فاش نشود. تا كنون كه این كار را می كردیم از باب این بود كه رسالت شرعی خود كه همان آگاهی دادن به افراد است را انجام داده باشیم.
10- گفتید كه سخنران شما را كه ظاهرا آقای حداد عادل بوده ما كنسل كرده ایم؛ اولا اگر این شخصی كه شما نام بردید(ح.ت) از ماست و این قدر قدرت دارد ما به خودمان افتخار می كنیم. ثانیا حتما می خواهید بگویید كه آقای حداد عادل با شما تماس گرفتند و گفتند به خاطر تماس (ح.ت) سخنران كنگره شما را لغو كردند یا نكنه توسط همان افراد اطلاعاتی كه از آنها نام می برید، پرینت مكالمات آقای حداد را گرفتید و متوجه تماس (ح.ت) شده اید!!!
11- گفتید كه عده ای سعی بر این داشتند كه كنگره شما را از رسمیت بیندازند، در دیداری كه با یكی از مسئولین داشتم متوجه شدم كه شما عنوان كرده اید كه 187 نفر در كنگره شما شركت كرده اند و این در حالیست كه حتی با انحلال 11 دفتر شما باید حداقل 180 نفر می شدید كه خدا را شاكریم به اذعان خودتان كنگره تان باز هم چون چند سال گذشته با 7 نفر به رسمیت رسید!!!!!!!!
12- راجع به غیر قانونی بودن كنگره شما سخن بسیار است ولی از آنجا كه منطق شما ضعیف است فقط یك سئوال می پرسم، چه شدكه كنگره شما در دانشگاهی برگزار شد كه دفتر جامعه آن دانشگاه كنگره را تحریم كرده بودو چه شد كه یكی از دفاتر شما كه یك حق رای داشت وقتی مورد لطف شما قرار گرفت و حق رای هایش به 5 افزایش یافت به جای تشكر كنگره را ترك و تحریم كرد.
13- در پاسخ به این سئوال شما كه چرا در موقع انتخابات، دفاتر مهم می شوند، باید بگوییم كه این سئوال ما هم هست بعلاوه این سئوال كه چرا شما كه حاكم بودید و قدرت در دست داشتید در طول سال یك بار هم با ما تماس نمی گرفتید؟ بچه های ما كه نیاز به لابی یا تماس نداشته اند ولی شما موظف به پیگیری، حمایت و تماس با دفاتر بودید.
14- در رابطه با شماره ای كه ذكر كرده بودید(............0939)، ما هم نفهمیدیم كی بود ولی هركی بود كارش خیلی درسته كه هم برنامه ریزی و زمانبندی حركات شما و تك تك دبیران و هم شماره تلفن ها رو داشته البته ما هم به اون انتقاد داریم كه گوشیشو نباید بعد از پیام رسانی خاموش می كرد. شاید یك پیام، نصفه و نیمه به شما می رسید. اون وقت اطلاع رسانی ناقص بود و رسالتش نا تمام می موند و وقتی گوشی هم خاموش باشه نمی شه با تماس تلفنی اطلاع حاصل كرد!!!!
15- در رابطه با اینكه توانایی لغو كنگره یك اتحادیه با كیست؟(البته اگر اتحادیه بودن خود را تكذیب نكنید، گرچه تمام نامه های خود را با عنوان اتحادیه صادر می كنید.) شما را به آیین نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب 1380 ارجاع می دهم.
16- با چاپ نامه دكتر دارا و عنوان اینكه ایشان هیچ جایگاهی ندارد دقیقا منطق خود را كه انحصار طلبی است بیان نمودید و از این بابت متشكریم، البته بد نیست یك سری به وزارت علوم و معاونت فرهنگی بزنین و چارت اداری را مطالعه كنید و ببینید كه تشكل ها زیر مجموعه كدام قسمت هستند كه البته این عدم اطلاع شما نه از روی جهل به قانون بلكه از روی خود فریبی است.جالب این است كه در مقاله خود این مقام مسئول را متهم به نگارش نامه غیرقانونی می كنید كه البته حق دارید؛ این مسئله ریشه در این دارد كه هر سخن خلاف نظر خود را غیر قانونی می دانید. صد البته در این چند سال این را با گوشت و پوست خود تجربه كردیم ....
17- خدا را شاكریم كه با اقرار كتبی خود در این مقاله عنوان نمودید كه از نامه اطلاع پیدا كرده اید و با اطلاع اقدام به برگزاری كنگره نامشروع و غیر قانونی نموده اید، پس در صورت احراز قانونی بودن نامه، باید پاسخگو باشید.
18- متاسفانه علی رغم اینكه نامه را در مقاله آورده اید ولی هنوز نفهمیدید موضوع نامه و مخاطب آن دانشگاه بوده چرا كه طبق قانون، دانشگاه حق انجام عمل خلاف قانون را ندارد. شما كه به محض تخلف، مشروعیت خود را از دست داده اید و دیگر منطقی نیست یك مقام مسئول با یك متخلف نامه نگاری كند. درست به این شبیه است كه دزدی وارد منزل شده و قاضی به جای دستور به پلیس، به سارق نامه بزند كه از اقدام خود دست بردار.
19- حتما با تخریب شخصیت دكتر دارا می خواهید این طور القا كنید كه ایشان پسر خاله ما بوده از طرفی مطالبی را كه راجع به 20 دفتر نوشته اید را در نامه رسمی به وزارت هم ذكر كرده اید كه خود آن نامه سندی علیه خود شماست و برگ برنده ما به این جهت از شرح موضوع و سوزاندن بی جای این برگ برنده خودداری می كنیم تا رسیدگی در مراجع قانونی.
20- وقاحت را به جایی رسانیده اید كه نامه را در یك قسمت از مقاله آورده اید و می كویید از نام دكتر دارا به عنوان نماینده نهاد استفاده شده است، حداقل نامه را نمی آوردید تا دوستان متوجه نشوند ایشان گفته در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری اختلافات در حال بررسی است نه اینكه خود را نماینده نهاد بداند و شما را به خدا دم ازپیگیری قضایی نزنید كه چندین بار این امر را در عمل اثبات كرده اید كه این مسائل در دستور كار شما قرار ندارد چرا كه جز رسوایی نتیجه ای برای شما حاصل نمی شود.
21- در مورد اعداد 200 نفر(بیش از 200 نفر) و 24 دفتر مفصلا صحبت كردیم ان شاء ا... این 24 دفتر به همراه دفاتر ما و دفاتر میانه كه با حساب شما فكر می كنم 50 دفتر می شه!!!! چشمشان بر روی حقایق باز باشد و درست اتخاذ موضع كنند. در پایان لازم است یادآور شوم اگر متن پاسخ به مقاله شما كمی جنبه طنز داشت از این رو بود كه سخن جدی شما در مقاله تان بسیار خنده دار به نظر می رسید و در حین نگارش، این حس درونی توسط قلم به كاغذ منتقل شد. اما سخنی جدی با همه دوستان، چه طیف اصفهان و چه طیف دیگران!: مبادا در این اوضاع فتنه و غبار آلود تصمیمی بگیرید كه مبتنی بر گرفتن یك طرف مناقشه باشد كه شما در پیشگاه خداوند مسئولید و حرفها و مستندات دو طرف را به گوش جان بشنوید و بعد تصمیم بگیرید، چرا كه بودند دفاتری كه تعدادشان به 6 دفتر می رسید و با شنین سخنان و مستندات ما از موضع قبلی خود عدول كردند.
و السلام علی من اتبع الهدی