از اونجایی که حضرت اقا ایجاد وحدت رو براساس مبانی و اصول معرفی کردن و طبق ظواهر ما با بچه های شورای غیر قانونی کنگره شهر ری بر سر مبانی اصلی مون اختلافی نداریم.پس برای برقراری اتحاد جای بسی امیدواری است.ولی برای من جای سوال هست که وقتی اصول یکی هست وقتی همه طرفدار اسلام ناب محمدی (ص) هستیم و مبنا و شاخص راه مون رو در زمان فعلی به توصیه رهبری راه و مسلک امام (ره) قرار میدیم پس چه طور ممکنه در فرعیات که زیر شاخه ها یا ریز جاده های راه بردی این اصول هستن با هم اختلاف داشته باشیم؟ راه محمد (ص) یکی است.گردن نهادن به حق در هر شرایطی!وقتی کلیات رو قبول داریم چه طور در جزییات پای عملمون لنگ میزنه؟
نه اینجا احتمالا یکی دروغ میگه.ممکن نیست گروهی به یک ریسمان چنگ بزنند و متفرق بشند ممکن نیست.
یا نه شاید دروغ نیست مسئله این آیه از قران است که خالق حضرت ماه می فرمایند "عده ای نومن به بعض و نکفر به بعض هستن" بله ...بله مشکل اصلی اینجاست.عده ای اگر دستور خدا با منافع مادی و معنوی شون هم پوشانی نداشته باشه به "حرف حق" عمل میکنند ولی وای به حال شرایطی که این حرف حق سدی باشه در مقابل نفسانیاتشون.
برای امثال من و سایر اعضای جاد که ادعای ولایی بودن رو داریم نماز خوندن یا روزه بودن و حق و از باطل تشخیص دادن که امتیاز بزرگی نیست.ما هر چی نباشه اشک ریز روضه ی امام حسین بودیم و ...
درآخرالزمان وظیفه ی امثال ما تشخیص خیر از شر نیست تشخیص خیر از خیرتر و شر از شرتره.
حرف من خطاب به شما دوستان اصفهانی یا طرفدار بچه های اصفهانی است.یه بار هم شده برای جلوگیری از "انشقاق و اصطکاک و برخورد" برای عمل به خواسته ی رهبری به اعتراض ما گوش کنید.بچه های دفاتر منتقد ،ولایت پذیری خودشون رو همون سال 87 نشون دادن.جایی که نهاد رهبری حکمیت کرد.دفاتر معترض دست از اعتراض برداشتند تا رهبری امروز نفرمایند اختلاف سلایق را کنار بگذارید.ولی شورای اصفهانی اون سال تا حالا به حکمیت نهاد سر ننهاد.با عدم توجه به انتقادات و اعتراضات به اختلافات دامن زد.
سایت www.jadnews.net اسنادی منتشر کرده از دوران دبیرکلی اقای جوادی که جای تاسف داره.
نحوه ی تعامل دفتر مرکزی با همه ی دفاتر به شکل عادلانه و مهرورزانه نبوده.شما از گذشته هم چشم پوشی کنید عدم تمکین اصفهانی ها به قانون در ماجرای همین کنگره ی شهر ری بیانگر وضعیت گذشته و حال و آینده ی این دوستان خواهد بود.
الحق که حضرت آقا بالاترین درجه ی بصیرت رو دارن.اختلافات ما جز بر سر سلیقه ای عمل کردن نیست.دوستان به سلیقه ی خود برخی حقایق رو می بینن و برخی دیگر رو نادیده میگرند.و متاسفانه بر روی برخی دیگر سرپوش میگذارند.اونجوری که من متوجه شدم هشت نه سالی هست که سلیقه ی اصفهانی ها بر دفتر مرکزی حاکم شده.(ما گرد هم جمع نشده ایم که سلیقه ی قومی قبیله ای بر ماحاکم باشد ما خواستاراعمال سلیقه ی اسلامی هستم و لاغیر).در این مدت چه شیوه ی مدیریتی حاکم شده که جامعه اسلامی از اقتدار قبلی خود دور شده است؟چه عواملی باعث شد تا کنگره جامعه از شکوه قبلی خود برخوردار نباشد؟ چه کسانی جامعه را به جایی رساندن که حضرت آقا چند سالی به کنگره جاد پیامی ندادند؟ اصلا در طول این سالها چه جریانی حاکم شد و کار را به جایی رساند که نزدیک به نیمی از دفاتر اتحادیه (تقریبا 20 دفتر دانشگاهی) در سال 87 دست به تحریم کنگره و در سال 89 کنگره ی برگزار شده از طرف شورای 88 را به مشروعیت و رسمیت قبول نکردند؟
به دور از همه ی حواشی فقط بر سر این حقایق فکر کنید.ما اعضای دفاتر معترض دنبال انشقاق و برخورد نیستیم.فقط می خواستیم هیئت عالی نظارت که وظیفه اش رسیدگی به شکایات بود در طول این چند سال به شکایت رسیدگی میکرد.این همه معترض حتما حرفی برای گفتن داشتند.
در هیئت عالی نظارت چه جریانی حاکم بود که موج سهمگین اعتراض مارا در طول این سالها در خود بلعیده بود؟ولی هر چه باشد "ولینصرن الله من ینصره" "و هر که خدا را یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد"
پیام رهبری برای ما عین مصحف خواهد بود و ولایت پذیری خود را هم دو سال پیش ثابت کرده ایم. حالت نوبت شماست.به دنبال انشقاق و جدایی هم نیستیم .تمام خواستمان و دعایمان برقراری اتحاد همراه با همدلی خواهدبود.ولی این به معنای این نیست که حق بودن این قیام خود جوش درون تشکیلاتی علیه عده ای که منییت بر آنها حاکم شده است را کنار بگذاریم.ما طبق نظر شواری مرکزی جاد اعتراضاتمان را از طریق قانون مقتدرانه پیگیری خواهیم کرد.
بگذار شاهمرادی ها با –بگویم از سر نادانی یا نه نمی دانم-ما را با موسوی مقایسه کنند و این قیام پاک دانشجویی رو با آن فتنه ی هولناک 88.
بگذار وقتی به ما نگاه می کنند یادی از خوارج کنند.که این حرفها زخمی است از طرف محرمان بر قلب ما.
اما بدانید در سینه ی همه ی ما عشق به خامنه ای موج می زند.عشق به خامنه ای با اعمال خوارج گونه جمع بسته نمی شود.خدا رو شکر عمل به حکمیت نهاد را در پروندمان داریم تا امروز در مقابل شاهمرادی ها علم کنیم وبگوییم ما موسوی نیستیم.قیام ما علیه اعمال سلیقه ی عده ای(فقط چند نفر) انحصارطلب فتنه ی سبز نیست و عاشقان سید علی را با دشمنان سید علی نمیتوان حتی در خیال جمع بست.
یه خورده به آخر نوشت:
اصلا حرف اصلی قیام خودچوش دفاتر معترض این بود که اعمال سلیقه ی شخصی نکنید تا این اعمال سلیقه باعث بروز برخورد نشه.تمام حرف ما این بود که طبق فرموده ی رهبری : هر دانشجو و تشکلي سليقه اي دارد اما اين اختلاف سلايق نبايد باعث انشقاق و اصطکاک و برخورد شود."
و کلام آخر اینکه دوستان مخالف و موافق همه باهم در درگاه خدا طلب اتحاد و همدلی برای جاد را از درگاه خداوند داشته باشیم تا این یکی شدن در آستان حق بهانه ای باشد برای اجابت دعایمان . و دعا کنیم قلوبمان حرف حق را بپذیرد گرچه خلاف نظر ما باشد.انشالله
...
و سلام خدا بر کسانی که راه هدایت بپویند.