اصلاحات
محمد حسينزاده
صداقت در گفتار و اعمال مجرمانه و خلاف دين و اعتقادات مردم شرف دارد بر اينكه بخواهي به نام دين سخن بگويي و تيشه به ريشه دين بزني. اسلام تا زماني كه ابوسفيان كافر بود نگراني اي نداشت از اين ملعون، خطر آنجا آغاز شد كه ابوسفيان مسلمان شد و در لباس دين به مبارزه با اسلام آمد. خطر آنجا آغاز شد كه معاويه پيشنماز شد و از پيامبر اسلام حديث مي خواند بر بالاي منبر، خطر آنجا آغاز شد كه به جاي گوش دادن به سخنان علي(ع)، وصي پيامبر، سخن صحابه پيامبر و همسر پيامبر حرمت پيدا كرد، چون آن يكي يار غار بود، آن يكي حكم داشت از پيامبر، آن يكي از خانواده پيامبر بود ولي علي(ع) خانه نشين شد و زهرا(س) اطهر شهيد آن هم توسط سابقه داران اسلام و جانبازان و مدعيان خط پيامبر!
ظرف بيست سال گذشته حركتي خزنده در لباس دين عزم بر ريشه كردن دين از صحنه جامعه را كرد. به اسم روشنفكري ديني قرآن را ساخته افكار پيامبر دانستند و پيامبر را زميني نمو دند و ائمه را جايز الخطا. حالا ديگر اگر حسين بر عليه يزيد قيام كرده است و عاشورايي آفريده، دليلش انتقام بدر و حنين بوده كه بني اميه از بني هاشم گرفته، لذاست شهادت كه سلاح پيش برنده شيعه بوده است شد ابزار خشونت . حضرات روشنفكر كم كم به فكر انتقاد از امام زمان افتادند ، قوانين دين را در تضاد با حقوق بشر يافتند و در صدد اصلاح دين برآمدند. گفتند اصلاحات! و بساط افسادات را بنا كردند. اصلاحات كردند تا در لباس روحانيت با زنان دست بدهند، و خوش وبش بكنند، دين را به سخره بگيرند و عزاداري ها را زير سئوال ببرند. اصلاحات در ايران زاييده روشنفرمآبان غربزده و طفل نامشروع سكولاريسم و نفاق است.
جريان اصلاحات در كشور هيچ نداشته باشد دهاني دارد كه از كاه كوه مي سازد و کوه را کاه می کند و زمين را با آسمان مي دوزد و آسمان را به زمین و گرگ را ميش مي كند و ميش را گرگ. اگر از دماغ يكي از حضرات خون بيايد،72كشته از بغلش مي سازند و برايش مجلس ختم مي گيرند و آنچنان گريه و زاري به راه مي اندازند كه گويي يك اتوبوس از خويشانشان را در يك آن از دست داده اند. خوشمزه انجا كه در كنار نشريات و سايت هايي كه چون قارچ سبز مي شوند و شانتاژ هاي سياسي راه مي اندازند شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب و صهيونيستي هم با آنان اشك ماتم مي ريزند. نشريات جريان افسادات چه در سطح كشور و چه در دانشگاه ها هم اداره اشان قصه اي است براي خود. هر بار كه به خاطر توهين و هتاكي ها و اسائه ادب هاي آنها به ساحت دين و انقلاب يكي بسته مي شود فردا معلوم نيست چگونه ده تاي ديگر سر در مي آورد.
ناله ي بي پوليشان گوش فلك را پر كرده ولي به لطف از ما بهتران هر روز تيراژشان بالاتر مي رود. اسامي هيات تحرريه هم كه بصورت كاميوني به نشريه بعد منتقل مي شود و داد و بي داد راه مي اندازد كه آزادي بيان نيست. نشريه اي معروف بود كه با يك همجنس باز مصاحبه كرده بود و چون تعطيل شد اشكهاي تمساحي كه در غم ازادي بيان از اين جماعت ريخته مي شد ديدني بود!
خط امام شده است مضحكه دست آقايان. تا ديروز مي خواستند امام را به موزه تاريخ بسپارند امروز شده اند لات
جاي تعجب ندارد كه موسوي و رهنورد و كروبي به خاطر اعدام چند مفسد في الارض كه دستشان به خون مردم اين كشور آغشته است، گريبان دريده و سر بر ديوار بكوبند كه وا حقوق بشرا! كه اگر نگويند فردا از سمت كاخ سفيدِ اوباما، كه
گنجي ختم اصلاحات است و باز دست مريزاد به گنجي كه نقاب نفاق را برداشته و بي محابا منكر امام زمان مي شود. و مسلما به تبع آن منكر امام و انقلاب. اصلاحات دروغي بود كه ديگر امثال مهاجراني و گنجي و سروش هم خسته شده اند از نقاب ديني آن . و براي همين است شده اند مزدور بي بي سي تا با رقاصي براي انها چند صباحي ديگر نگهشان دارد در كشور اجنبي.
حناي اصلاحات سالياني است كه ديگر براي مردم رنگي ندارد و براي همين بود كه در انتخابات 88 بار ديگر با نقاب امام و انقلاب آمدند تا شايد مردم فريب بخورند به مانند خرداد 76 كه دولت كارگزارن با شعار سه سيد فاطمي دولت دو خرداد را به راه انداخت! براي همين است كه ديگر فتنه گران جرات ندارند پاي در محافل عمومي بگذارند و به گرفتن عكس در محافل خصوصي اكتفا مي كنند.
اين جنازه سالياني است كه به زور دروغ و ريا و نفاق سر و پا نگه داشته است. اگر ديروزي حجاريان گفت اصلاحات مرده است و براي اينكه خود گور آن را نكنده باشد گفت زنده باد اصلاحات ولي امروز بوي تعفن آن فقط براي آمريكايي ها و صهيونيست ها مطبوع است كه مردم در 9 دي اين تابوت را با جنازه متعفنش در هم شكستند و براي هميشه به زباله دان تاريخ سپردند!